تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


انار صد دانه.....  

 
 
به نامت
       یا رب الزهراء
 
...
 
انار دانه میکردم
به یاد مردی بودم
که زین پس، روزهای تنهایی دانه میکند در شباب عمر...
...
به دانه های سرخ چشم میدوزم...
به رنگ قلب هزار پاره ی مولایم...رنگ دیدگان دردانه های حضرت مادر...
روضه میخوانند این دانه ها امشب...
قطره ای اشک از چشمانم، پهلو میزند در کنار یاقوت ها...
...
صدای پر درد مولایم را میشنوم...
فاطمه جان
انار میل نداری؟...
فاطمه جان..
فاطمه جان...
فاطمه جان...
 
السلام علیک یا ام ابیها...
 
 
 
صلی الله علیک یا

ادامه مطلب  

ذرت  

تنهایی بد نیست.بعد از یک مدت عادت میکنی.درست مثل این است از ذرت پخته متنفر باشی و یک ماسک برایت بزنند و درونش را پر ذرت کنند.شاید تا مدت ها احساس تهوع بهت دست بدهد؛ولی بالاخره عادت میکنی و میفهمی باید ذرت ها را دانه دانه بخوری تا از شرش خلاص شوی!

ادامه مطلب  

چگونه سبزه عید درست کنیم؟ ...  

به نام مهربانترین
 
چگونه سبزه عید درست کنيم؟
 

طریقه سبز کردن سبزه به شکل های جدید را به مرور برای شما شرح می دهیم تا بتوانید امسال سبزه ای متفاوت داشته باشید.

حیدر عظمایی محقق و پژوهشگر طب سنتی در گفت و گو با خبرنگار کلینیک گروه علمی پزشکی باشگاه خبرنگاران؛ در خصوص نحوه سبز کردن جوانه ها برای ایام نوروز گفت: ما برای سبز کردن جوانه ها به یک سینی بزرگ، یک تیکه تنظیف یا پارچه سفید و یک آبکش نیاز داریم.
 
وی اظهار داشت: مدت زمان خیس کردن دانه

ادامه مطلب  

چگونه سبزه عید درست کنیم؟ ...  

به نام مهربانترین
 
چگونه سبزه عید درست کنيم؟
 

طریقه سبز کردن سبزه به شکل های جدید را به مرور برای شما شرح می دهیم تا بتوانید امسال سبزه ای متفاوت داشته باشید.

حیدر عظمایی محقق و پژوهشگر طب سنتی در گفت و گو با خبرنگار کلینیک گروه علمی پزشکی باشگاه خبرنگاران؛ در خصوص نحوه سبز کردن جوانه ها برای ایام نوروز گفت: ما برای سبز کردن جوانه ها به یک سینی بزرگ، یک تیکه تنظیف یا پارچه سفید و یک آبکش نیاز داریم.
 
وی اظهار داشت: مدت زمان خیس کردن دانه

ادامه مطلب  

خونه  

اونجا بالشها؛ نرمتر و پتوها گرمترند! خونه بابا همون جاییه که کلیدش رو هیچکس نمیتونه ازت بگیره ! همون جایی که چه ساعت ۳صبح بیای چه ساعت۳عصر از آمدنت خوشحال میشوند...درش ۲۴ساعت شبانه روز برای تو باز است...همون جایی که وقتی میگوینددلتنگ اند,واقعا دلتنگ اند...همون جایی ک سر یخچالش میروی و هرچی میخواهی میخوری.همون جایی ک حتی اگر هوس کمیاب ترین خوراکی ها را هم کنی برایت می آورند.همون جایی ک همه دعوایت میکنن و غر میزنند تا غذایت را تا آخر بخوری . همون ج

ادامه مطلب  

خونه  

اونجا بالشها؛ نرمتر و پتوها گرمترند! خونه بابا همون جاییه که کلیدش رو هیچکس نمیتونه ازت بگیره ! همون جایی که چه ساعت ۳صبح بیای چه ساعت۳عصر از آمدنت خوشحال میشوند...درش ۲۴ساعت شبانه روز برای تو باز است...همون جایی که وقتی میگوینددلتنگ اند,واقعا دلتنگ اند...همون جایی ک سر یخچالش میروی و هرچی میخواهی میخوری.همون جایی ک حتی اگر هوس کمیاب ترین خوراکی ها را هم کنی برایت می آورند.همون جایی ک همه دعوایت میکنن و غر میزنند تا غذایت را تا آخر بخوری . همون ج

ادامه مطلب  

من از پنجره ها متنفرم  

گاهی آدمی همه ی تلاشش را میکند  
که بهترین آن لحظه اش باشد
اما بازهم ب چشم دلبرش کم می آید.
 
 
+دلبر،تازه وارد ،همکلاسی،کله خراب از گلهای نازتون ممنونم.
+دلبر مرسی از تعریفی ک قبل و بعد اجرا کردی،ببخش ک ب چشمت بهترین نبودم :))))))
+ دلم تنگ پرتغال من
+حواصیل مننتظرما
+من از احساسم متنفرم
 
 

ادامه مطلب  

چگونه در سوپر مارکت درست خرج کنیم؟  

چگونه در سوپر مارکت درست خرج کنيم؟
سوپرمارکت ها امروزه به راحتی و همه جا در دسترس هستند. گرچه سوپرمارکت ها خرید را برای ما راحت تر می کنند، اما باید در نظر داشت که سوپرمارکت ها امروزه به شیوه ای طراحی می شوند که ما بیش ترین زمان و پول ممکن را در آنها صرف کنيم. با استفاده از ترفندهای زیر، هوای جیب تان را داشته باشید و از صرف هزینه های اضافی در سوپرمارکت ها پرهیز کنید.

ادامه مطلب  

چگونه فراموش کنم تو را؟  

چگونه فراموشت کنم تو را .که از خرابه های بی کسی به قصر سپید عشق هدایتم کردی.عاشقی بی قرار و یاری با وفا برای خویش ساختی.اهو بره ای شدی که دوستی گرگ را پذیرفتی.وبرای اشکهای او شانه هایت را ارزانی داشتی.و با صداقت عاشقانه ات دلش را به دست آوردی.چگونه فراموشت کنم تو را .که سالها در خیالم سایه ات را می دیدم.و طپش قلبت را حس می کردم. و به جستجوی یافنت به درگاه پروردگارم دعا می کردم.که خدایا پس کی او را خواهم یافت.چگونه فراموشت کنم تو راکه همزمان با تول

ادامه مطلب  

یاد گرفتم  

 تو نگران نشو…!!!!امشب همه چیز رو به راه استهمه چیز …….. باورت می شود ؟دیگه یاد گرفته ام شبها بخوابم ” با یاد تو ”…تو نگرانم نشو!…همه چیز را یاد گرفته امراه رفتن در این دنیا را هم بدون تو یاد گرفته امیاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم!یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم!یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشییاد گرفته ام ….نفس بکشم بدون تو……و به یاد تویاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودنو جای خالی ات را

ادامه مطلب  

یاد گرفتم  

 تو نگران نشو…!!!!امشب همه چیز رو به راه استهمه چیز …….. باورت می شود ؟دیگه یاد گرفته ام شبها بخوابم ” با یاد تو ”…تو نگرانم نشو!…همه چیز را یاد گرفته امراه رفتن در این دنیا را هم بدون تو یاد گرفته امیاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم!یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم!یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشییاد گرفته ام ….نفس بکشم بدون تو……و به یاد تویاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودنو جای خالی ات را

ادامه مطلب  

بشارت براى همه كه توبه كنند  

مزمور ۵۱ فریاد و فغان داوود است نزد خدا برای توبه از گناهی که با بَتشِبَع مرتکب شد. می‌توان او را تصور کرد که زانو زده، با صدای بلند نزد خدا فریاد برمی‌آورد و درخواست می‌کند که گناهانش را بشوید. همچنین، این مزمور تصویری به‌دست می‌دهد از اینکه در زندگی ما نیز توبه باید چگونه باشد. ابتدا، داوود گناه خود را اعتراف می‌کند. در قدم بعدی، طلب بخشش می‌نماید. سپس، از خدا می‌خواهد او را احیا کند. و در آخر، از خدا می‌خواهد کمکش کند تا بتواند گناهش ر

ادامه مطلب  

یکشنبه است و حال ما خوب است  

تو را از میان میلیاردها آدمی که در زمین زندگی می کنند پیدا کردم.تو را در قاره ای کهن،در سرزمین خودم پیدا کردم.تو را در همسایگی درخت های گردو،در امرداد داغ تابستان پیدا کردم.در ایستگاه اتوبوس های تجریش،وقتی از بساط گاری دوره گرد برای خودت یک فال گردو خریدی،تنهایی همه اش را بی نمک خوردی و تازه در دانه ی آخر گردو فهمیدی که نمک هم برای زندگی لازم است.مادربزرگ به دختر بچه ها میگفت با نمک و به پسر بچه ها میگفت شیرین! احتمالا شیرین عقل هم از همانجا آ

ادامه مطلب  

یه رانی پرتغال خریدم ...  

اومدم قبل از استفاده تکونش بدم دیدم صدا تالاق تولوق میده ...
درشو واکردم دیدم یه قرص جوشان ویتامین سی توشه با یه بسته رطوبت گیر ساروج و یه کاغذ ...
که روش نوشته بود ... چیه ؟؟؟ خیال کردی پرتغالا آبشونو توی ما جا گذاشتن ؟؟؟
قبل از مصرف با آب ترکیب شود... با تچکر ... رانی ...
*******************************************
یه روز با ده بیس نفر اومدیم فوتبال بازی کنيم ...
من بودم و مه سا ... منم با توجه به قابلیت هایی که از مه سا میشناختم ...
با اطمینان گفتم من و مه سا ... شما همه ... پنج ه

ادامه مطلب  

یه رانی پرتغال خریدم ...  

اومدم قبل از استفاده تکونش بدم دیدم صدا تالاق تولوق میده ...
درشو واکردم دیدم یه قرص جوشان ویتامین سی توشه با یه بسته رطوبت گیر ساروج و یه کاغذ ...
که روش نوشته بود ... چیه ؟؟؟ خیال کردی پرتغالا آبشونو توی ما جا گذاشتن ؟؟؟
قبل از مصرف با آب ترکیب شود... با تچکر ... رانی ...
*******************************************
یه روز با ده بیس نفر اومدیم فوتبال بازی کنيم ...
من بودم و مه سا ... منم با توجه به قابلیت هایی که از مه سا میشناختم ...
با اطمینان گفتم من و مه سا ... شما همه ... پنج ه

ادامه مطلب  

 

توی حال و هوای این روزها که دیو بیرون میرود و فرشته درمی آید و عشق و شکلات و خرس های قرمز فراوان میشوند، میروم تویِ فکر. تویِ فکرِ سنندج و رهبرِ محبوبِ من که از سفر نیامده و آن شکلات هایی که با مادرم رفتیم و براش خریدم و نشستم روی تختم و خودم دانه دانه همه را خوردم، چون که او رفته بود سفر. و تا وقتی که او از سفر آمد برای خودم هِی شکلات خوردم و بهش لعنت فرستادم تا اینکه تمام شدند و دیگر بهش لعنت نفرستادم بلکه باهاش لاو ترکاندم و درحالیکه داشتم لاو

ادامه مطلب  

 

توی حال و هوای این روزها که دیو بیرون میرود و فرشته درمی آید و عشق و شکلات و خرس های قرمز فراوان میشوند، میروم تویِ فکر. تویِ فکرِ سنندج و رهبرِ محبوبِ من که از سفر نیامده و آن شکلات هایی که با مادرم رفتیم و براش خریدم و نشستم روی تختم و خودم دانه دانه همه را خوردم، چون که او رفته بود سفر. و تا وقتی که او از سفر آمد برای خودم هِی شکلات خوردم و بهش لعنت فرستادم تا اینکه تمام شدند و دیگر بهش لعنت نفرستادم بلکه باهاش لاو ترکاندم و درحالیکه داشتم لاو

ادامه مطلب  

....  

سکوت سر شار از ناگفته هاست!
دلتنگی های آدمی را باد ترانه می خواند
رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیرد
وهر دانه برفی
به اشكی نریخته می ماند .
سكوت سرشار از سخنان ناگفته است .
از حركات ناكرده، اعتراف به عشق های نهان
وشگفتی های بر زبان نیامده
در این سكوت حقیقت ما نهفته است
حقیقت تو و من ...

ادامه مطلب  

....  

سکوت سر شار از ناگفته هاست!
دلتنگی های آدمی را باد ترانه می خواند
رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیرد
وهر دانه برفی
به اشكی نریخته می ماند .
سكوت سرشار از سخنان ناگفته است .
از حركات ناكرده، اعتراف به عشق های نهان
وشگفتی های بر زبان نیامده
در این سكوت حقیقت ما نهفته است
حقیقت تو و من ...

ادامه مطلب  

اعتیاد به نوشتن  

در ترک به سر می بریم ، سعی داشتیم در وبلاگ نوشتن را فراموش کنيم ، نمی شود خدایی سعی هم می کنيم مداد ذله می کند !
آسمان خرسند برمی خیزد از گور و لبخند کجی تحویل می دهد ،زنده به گور نشدنش را باید جشن بگیرد جای دهن کجی ،با تشکر از دوست خوبم چند ساعتی کتاب خواندم و عاشقانه درود می فرستم به نویسنده و قلم زیبایش،چند خطی میهمان من باشید کتاب بازی زندگی و راه بازی نوشته ی فلورانس اسکاول شین :
شاگردانم اغلب از من می پرسند چگونه می توانیم از شر ترس خود خلا

ادامه مطلب  

مرغ آمین  

 
مرغ آمین، درد آلودی ست، کآواره بمانده
رفته، تا آنسوی این بیداد خانه
بازگشته رغبتش دیگر ز رنجوری، نه سوی آب و دانه
نوبت روز گشایش را
در پی چاره بمانده
می شناسد آن نهان بین نهانان
جُور دیده مردمان را
با صدای هردم آمین گفتنش، آن آشنا پرورد
می دهد پیوندشان درهم
می کند از یأس خُسران بار آنان کم
می نهد نزدیک با هم ، آرزوهای نهان را
...................................................
عزیزم به منم خوش گذشت..... ساعت 7 8 راه می افتم سمت تهران

ادامه مطلب  

مرغ آمین  

 
مرغ آمین، درد آلودی ست، کآواره بمانده
رفته، تا آنسوی این بیداد خانه
بازگشته رغبتش دیگر ز رنجوری، نه سوی آب و دانه
نوبت روز گشایش را
در پی چاره بمانده
می شناسد آن نهان بین نهانان
جُور دیده مردمان را
با صدای هردم آمین گفتنش، آن آشنا پرورد
می دهد پیوندشان درهم
می کند از یأس خُسران بار آنان کم
می نهد نزدیک با هم ، آرزوهای نهان را
...................................................
عزیزم به منم خوش گذشت..... ساعت 7 8 راه می افتم سمت تهران

ادامه مطلب  

حکایت  

گویند وقتی، زنبوری موری دید که دانه ای را به هزار زحمت به خانه می کشد.
او را گفت: این چه رنج است که بر تن خود نهاده ای؟ واین چه بلاست که اختیار کرده ای؟ مرا ببین، که بر موکب هوا سوار شده ام؛ و میان، چون ترکان یغما بسته و تیر سر تیز نیش را به جهت جگر دشمنان زهراب داده؛ آنجا خواهم نشینم؛ و ار آنچه خواهم خورم.
پس بر پرید؛ و بر دکان قصابی، بر مسخولی بنشست. قصاب، کارد در دست داشت بزد و او را دو‌پاره کرد؛ بر زمین انداخت.
مور بیامد؛ و پای او بگرفت؛ و می کش

ادامه مطلب  

آنه تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت؟؟؟  

  
 
آنه !  تكرار غریبانه ی روزهایت چگونه گذشت 
وقتی روشنی چشمهایت 
در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود 
با من بگو از لحظه لحظه های مبهم كودكیت 
از تنهایی معصومانه دستهایت 
آیا می دانی كه در هجوم دردها و غم هایت 
و در گیر و دار ملال آور دوران زندگیت 
حقیقت زلالی دریاچه نقره ای نهفته بود؟ 
آنه ! 
اكنون آمده ام تا دستهایت را 
به پنجه طلایی خورشید دوستی بسپاری 
در آبی بیكران مهربانی ها به پرواز درآیی 
و اینك آنه شكفتن و سبز شدن در انتظار توست

ادامه مطلب  

 

 
دوباره می نویسمت ..کنارِ بیت آخرموچکه چکه می چکم...به سطر های دفترمتو تازیانه می زنی به زخمه ی خیال منمن آب و دانه می دهم به خوش خیالِ باورمتو مثل ماهِ برکه ای ...و من غریق مست شبدوباره تو ..دوباره من..شناوری ..شناورمشنیده ام زپنجره سراغ من گرفته ای؟هنوز مثل قاصدک ..میانِ کوچه پرپرمگلایه از قفس کمی...کمی عجیب میرسدخودم قفس خریده ام ...برای این کبوترمشبی بخواب دیدمت...میانِ تنگِ کوچه هاقدم زنان ..قدم زنان..تو را به خانه می برمغزل بخواب می رود...به انت

ادامه مطلب  

داستان داعش(داعش چگونه متولد شد)  

درباره گروه تروریستی داعش چه می‌دانید؟
داعش چرا و چگونه متولد شد؟
حامیان اصلی این گروه چه کسانی هستند؟ چگونه داعش به قدرتمندترین و ثروتمندترین گروه تروریستی تبدیل شد؟ برای آشنایی با ریشه‌های شکل‌گیری این گروه با گزارش ویژه مشرق همراه شوید.
فایل pdf داستان داعش از سید امیر سادات موسوی
دریافت فایل

ادامه مطلب  

مصاحبه با شخصیت در فیلمنامه  

اغلب فیلمنامه نویسان برای شخصیت های اصلی زندگی نامه می نویسند و به شرح جزئیاتی از زندگی آنها در زندگی نامه می کنند. در این نوشته جایگزین و یا روش موثرتری از نوشتن زندگی نامه را پیشنهاد می کنم.
مشکلی که زندگی نامه ها دارند اینست که آنها به جزئیاتی از زندگی شخصیت ها می پردانزند که معمولا تأثیرات جزئی بر روند و یا جهت داستان دارند. در حالی که مصاحبه با شخصیت به طور خاص فقط بر روی شخصیتی که در فیلمنامه حضور دارد متمرکز است.
پرسش هایی که باید از قه

ادامه مطلب  

شاعرانه  

شاعرانه/ برقع از ماه برانداز امشبآخرین خبر95/11/29 17:0   کتاب286
آخرین خبر/برقع از ماه برانداز امشب ابرش حسن برون تاز امشب دیده بر راه نهادم همه روز تا درآیی تو به اعزاز امشب من و تو هر دو تمامیم بهم هیچکس را مده آواز امشب کارم انجام نگیرد که چو دوش سرکشی می‌کنی آغاز امشب گرچه کار تو همه پرده‌دری است
پرده زین کار مکن باز امشب تو چو شمعی و جهان از تو چو روز من چو پروانهٔ جانباز امشب همچو پروانه به پای افتادم سر ازین بیش میفراز امشب عمر من بیش شبی نیست

ادامه مطلب  

 

 
کتاب چگونه به خود و دیگران کمک کنيم
با بهره گیری از اصول و ارزش های مددکاری و نیز تعریف و تعیین شاخص های انسان سالم سعی داشته است تا ضمن کمک به تشخیص مسائل و مشکلات شخص خواننده ، راه کارهای کاربردی در راستای شناخت، بینش و اصلاح احتمالی آنها ارائه نماید.

ادامه مطلب  

چگونه یون هارا در محلول شناسایی کنیم؟  

عنوان :چگونه یون ها را در محلول شناسایی کنيم؟
هدف: شناسایی یون ها 
مواد لازم:کبالت کلرید-نیترات سرب-پتاسیم کرومات-پتاسیم یدید-کلسیم کلرید-سدیم اگزالات-آهن سه کلرید-سدیم هیدروکسید- اهن دو کلرید-مس سولفات-سرب دو نیترات
مراحل انجام آزمایش:
در یک لوله آزمایش 3 میلی لیتر محلول کلسیم کلرید میریزیم و سپس به ارامی محلول سدیم اگزالات را به ان اضافه میکنيم .
در بک لوله ی دیگر 3 میلی لیتر محلول آهن III کلرید میریزیم 
در لوله ی دیگری محلول سدیم هیدروکسید ر

ادامه مطلب  

 

ضمیر کودک زمین دست نخورده است و آینده اش را بوته هایی به دست خواهند گرفت که در این زمین کاشته می شود؛ بوته های سبز، بوته های سرخ، بوته های سیاه، بوته های نارس که جز چهره ای خشک و خالی، به این زمین مستعد ارزانی نخواهد کرد.
باغچه ای که بوته هایش سبز باشد، سبز خواهد ماند و باغچه ای که بوته هایش زرد باشد، زرد خواهد شد.
سرنوشت باغچه، در دست بوته هاست و سرنوشت آدمی، در دست مربیان و چه سنگین است برای شانه های باغبان، بار بزرگ کردن بوته ها!از خطوط پیشان

ادامه مطلب  

سپید و سیاه  

امید،
لطافتی به زلال آبی بیکران.
تک ستاره ای در ظلام آسمان.
بارقه ای از سروش یزدان.
و
  زمزمه های مرمرین نور
که آژیده می کند مرداب سوت و کور.
هر چند به تمنایش زنده ایم،
لیک،
با بیمش چه سان مدارا کنيم؟
هراسش را چگونه مداوا کنيم؟
شاید وهم و گمانی نیست.
باشد که گذران عمر را،
به وسوسه اش تماشا کنيم.

ادامه مطلب  

زندگی ادامه دارد  

اگر با هر سقوطی زنگی معنای خود را از دست می داد؟
            هرگز ، دانه ای
                               به لانه ای
                                          مورچه ای
                                                        نمی رسید

ادامه مطلب  

138- گفت و گو  

- بالرحمن -
 
در سه ماه گذشته مادرم روزانه حداقل با سه نفر تلفنی صحبت کرده, جدای کسانی که حضوری می دیدشان. هر بار تمام اتفاقات درمانی را برای آن شخص که حالش را پرسیده تعریف کرده, یعنی چیزی حدود چند صد بار. و من فکر می‌کنم شاید این بیان کردن چیزی از دردش کم می‌کند. شاید اگر قرار بود مثل ما احمق ها هر چه درد دارد و ندارد بریزد در صندوق خانه اش, حالا احتمالن خیلی بیشتر از این ها اذیت شده بود. من میدانم که از لحاظ پزشکی انسان سالم به درد عادت نمیکند. ول

ادامه مطلب  

باران  

باز باران با ترانه   
با گهر های فراوان.                   
می خورد بر بام خانه
یادم آرد روز باران
گردش یک روز دیرین
خوب و شیرین
توی جنگل های گیلان
کودکی ده ساله بودم
چست و چابک
با دو پای کودکانه
می دویدم همچو آهو
میپریدم از سر جو
دور می گشتم ز خانه
می شنیدم آر پرنده
داستان های نهانی 
راز های زندگانی
برق چون شمشیر برات 
پاره می کرد ابر ها را 
اندر دیوانه غران
مشت می زد ابر ها را
جنگل از یا گریزان
چرخ ها می زد چو دریا 
دانه های گرد باران 
پهن می گشتند

ادامه مطلب  

 

هشتمین حجت باری تعال ع فرمودند خدا رحمت کند ان بنده ای که امر ما را زنده نگه میدارد ؛ سوال شد چگونه امر شما زنده می ماند ؟ فرمود ان که علوم ما را یاد بگیرد و به مردم یاد بدهد . کاش ما هم در حدی بودیم که تنها یک رفتار از اولیاء الله رو یاد میگرفتیم و درست انجام میدادیم تا بقیه هم تکرار کنن ؛ خیراتی می شد واسه رفته هامون. .

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1