تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


واقعیت  

چشمانم را میمالم و فکر میکنم امروز در کل سرم توی این گوشی وا مانده بود و بالاخره بعد از مدت ها یک دل سیر رمان چند هزار صفحه ای را خواندم ....همیشه بعد از تمام شدن هر رمان دچار خود در گیری میشوم.آنقدر با شخصیت قهرمان رمان اخت شده ام که تمام شدنش گاهی حتی  به گریه می اندازتم و شاید این از علایم *احمق*بودن است...خب!!!من با شخصیت ها زندگی میکنم!و شاید همه این ها به این معنا باشد که از واقعیت ها فرار میکنم..واقعیت وحود خانواده ای که دورم هستند و با وجود مه

ادامه مطلب  

رمان‌ها: راسته‌ی ویرانی  

تریلوژی، به مفهومِ حقیقیِ کلمه، نوعی خاطراتِ گور برای زمانۀ ماست. این امر هنگامی آشکار می‌شود که هر سه رمان به‌عنوانِ سه بخشِ اثری واحد خوانده شوند، زیرا نگارش و همچنین شیوۀ نشرِ آن‌ها بر همین اساس صورت گرفته است. مجموعِ این سه رمان، موجدِ نوعی عقب‌نشینیِ مستقیم و بی‌وقفه از جهانِ خارج است که بی‌تردید عرصۀ رمانِ سنّتی را نیز شامل می‌شود، عرصه‌ای که جهانِ خارج همواره در آن منعکس شده است. آنچه پس از این عقب‌نشینی باقی می‌ماند، تصویری ف

ادامه مطلب  

رمان‌ها: راسته‌ی ویرانی  

تریلوژی، به مفهومِ حقیقیِ کلمه، نوعی خاطراتِ گور برای زمانۀ ماست. این امر هنگامی آشکار می‌شود که هر سه رمان به‌عنوانِ سه بخشِ اثری واحد خوانده شوند، زیرا نگارش و همچنین شیوۀ نشرِ آن‌ها بر همین اساس صورت گرفته است. مجموعِ این سه رمان، موجدِ نوعی عقب‌نشینیِ مستقیم و بی‌وقفه از جهانِ خارج است که بی‌تردید عرصۀ رمانِ سنّتی را نیز شامل می‌شود، عرصه‌ای که جهانِ خارج همواره در آن منعکس شده است. آنچه پس از این عقب‌نشینی باقی می‌ماند، تصویری ف

ادامه مطلب  

نگاهي به نمايشنامه ي مفيستو براي هميشه اثرتُم لانوي- ترجمه ي محمد رضا خاكي  

                                                                               صمد چینی فروشان-عضوكانون ملی
                                                                                                           منتقدان ج.ا.ا
مسئله ی محوری رمان "مفیستو،داستان یك حرفه" اثركلاوس مان،فرزند توماس مان  واقتباس دراماتیك  تُم لانوی ازآن،تحت عنوان"مفیستو برای همیشه"را، به تعبیری می توان نقش هنر و چگونگی ارتباط آن با واقعیت ت

ادامه مطلب  

خلع سلاح هنرمندانه  

 
آنکه از خود بی خود شده، از چیزی بیش از این نمی هراسد که به خود بازگردد.مرگ در ونیز یکی از سخت ترین کتاب هایی است که تا امروز خوانده ام، نثر سنگین کتاب باعث شد چند بار بطور خلاصه بخش هایی را مرور کنم و یقین دارم بیشتر کتابخوانان که روزانه با خواندن کتاب ،چند ساعتی زندگی صومعه واری را تجربه می کنند و به فلسفه و هنر و کمال گرایی با احترام می نگرند و آن را آرمان خود قرار می دهند ، با خواندن این کتاب حرف های «ماریو بارگاس یوسا» را درک خواهند کرد"خوا

ادامه مطلب  

خلع سلاح هنرمندانه  

 
آنکه از خود بی خود شده، از چیزی بیش از این نمی هراسد که به خود بازگردد.مرگ در ونیز یکی از سخت ترین کتاب هایی است که تا امروز خوانده ام، نثر سنگین کتاب باعث شد چند بار بطور خلاصه بخش هایی را مرور کنم و یقین دارم بیشتر کتابخوانان که روزانه با خواندن کتاب ،چند ساعتی زندگی صومعه واری را تجربه می کنند و به فلسفه و هنر و کمال گرایی با احترام می نگرند و آن را آرمان خود قرار می دهند ، با خواندن این کتاب حرف های «ماریو بارگاس یوسا» را درک خواهند کرد"خوا

ادامه مطلب  

"پروست چگونه مي تواند زندگي شما را دگرگون كند؟"  

آلن دو باتن در این كتاب، به جزییات خیره كننده ای در باب خواندن رمان " در جستجوی زمان از دست رفته" كه یكی از مهمترین و طولانی ترین رمانهای قرن بیستم است، اشاره می كند. من كه هنوز این رمان را نخوانده ام، بعید می دانم تا زمانی كه برای بار چهارم، خواندن " جنگ و صلح" را امتحان كنم سراغ پروست بروم. ولی چند جلد كتاب " در جستجوی زمان از دست رفته" همیشه مرا یاد هدیه تولد مادر و زن دایی رویا در مشهد می اندازد كه در قفسه بالای تخت خوابش چیده بود و به گمانم آرام

ادامه مطلب  

تازه های نشر: «تنِ تنهایی» قصه‌ی یک پراکند‌گی انسانی‌ است  

رمان تن تنهایی با موضوع داستانهای فارسی – قرن ۱۴ از مجموعه کتابهای قفسه آبی که داستانهایی ژانری، قصه گو و جریان محور هستند در ۱۵۹ صفحه با همکاری نشر چشمه و نشر چرخ روانه بازار شده است.
تنِ تنهایی، نوشته‌ی سحر سخایی، اولین رمانِ این نویسنده است. سخایی نوازنده‌ی تار و آهنگ‌ساز است. در این مقام او موسیقی دو فیلمِ وارونگی و مالاریا را ساخته و با بسیاری از خوانندگان از جمله همایون شجریان همکاری داشته است. سخایی به عنوانِ نویسنده نیز از جهانی ر

ادامه مطلب  

 

توی عمرم کلا با چندتا داستان ِ پرشخصیت کنار اومدم . یکی صدسال تنهایی بود یکی مرشد ومارگاریتا . یکی ام درخیابان مینتولاسا . بسسسکه خوب بودن . عشق بودن . ولی دیگه اصلا دلیل نمیشه که برای رمان های آب دوغ خیاری نود و هشتیا هم انقدر صبوری کنم . نخیر . اگه بهم کادو بدید شک نکنید فردای همون روز منهدمش میکنم . مثلا کادو میدم به منفور ترین آدم زندگیم . یا باهاش برا خواهرزاده جانم قایق درست میکنم . همین 

ادامه مطلب  

 

توی عمرم کلا با چندتا داستان ِ پرشخصیت کنار اومدم . یکی صدسال تنهایی بود یکی مرشد ومارگاریتا . یکی ام درخیابان مینتولاسا . بسسسکه خوب بودن . عشق بودن . ولی دیگه اصلا دلیل نمیشه که برای رمان های آب دوغ خیاری نود و هشتیا هم انقدر صبوری کنم . نخیر . اگه بهم کادو بدید شک نکنید فردای همون روز منهدمش میکنم . مثلا کادو میدم به منفور ترین آدم زندگیم . یا باهاش برا خواهرزاده جانم قایق درست میکنم . همین 

ادامه مطلب  

آشناتر با خدا  

 
آشناتر با خدا
       پنج شنبه ی پیش با دکتر رحمانی در هوایی بارانی راهی بستک شدیم. در چهارراه چاه بنارد به خانه سید گوده ای رفتیم. عبدالرحمن توانا حضور نداشت ولی با برادرش که چند ماهی است از آمریکا برگشته هم سخن شدیم. او دوست داشت تجربه ی مدیریتی اش در دبی و پنسیلوانیای امریکا را با دانشجویان و اساتید در میان بگذارد.
    در زنگارد با دکتر کمالی ناهار خورده، پس از استراحتی برای دیدار استاد حبیبی به بستک رفتیم. پس از پذیرایی و اقامه ی نماز جما

ادامه مطلب  

I like shape very much. A novel has to have shape, and life doesn't have any  

مفهومِ پوپر از تاریخِ مکتوب عیناً مانندِ تصویری است که من همیشه از رمان داشته‌ام، بدین معنا که رمان نوعی نظم و سامان‌بخشی به واقعیتِ بشری است برای حفظِ انسان‌ها از اضطراب و دلهرۀ محصولِ درکِ شهودیِ آنان از جهان و زندگی همچون پهنه‌ای عظیم از بی‌سامانی و پریشانی.
هر رمانی برای اینکه قدرتِ اقناع داشته باشد، باید به عنوانِ برساخته‌ای متقاعدکننده و نظم‌یافته و جهانی بسامان و قابل‌فهم که اجزایش در نظامی هماهنگ به هم پیوسته‌اند و کل‌شان ب

ادامه مطلب  

I like shape very much. A novel has to have shape, and life doesn't have any  

مفهومِ پوپر از تاریخِ مکتوب عیناً مانندِ تصویری است که من همیشه از رمان داشته‌ام، بدین معنا که رمان نوعی نظم و سامان‌بخشی به واقعیتِ بشری است برای حفظِ انسان‌ها از اضطراب و دلهرۀ محصولِ درکِ شهودیِ آنان از جهان و زندگی همچون پهنه‌ای عظیم از بی‌سامانی و پریشانی.
هر رمانی برای اینکه قدرتِ اقناع داشته باشد، باید به عنوانِ برساخته‌ای متقاعدکننده و نظم‌یافته و جهانی بسامان و قابل‌فهم که اجزایش در نظامی هماهنگ به هم پیوسته‌اند و کل‌شان ب

ادامه مطلب  

نگاهی به نمایش بیگانه  

                                                   براساس رمان "بیگانه" اثر آلبرکامو
                                              به دراماتورژی و کارگردانی مسعود دلخواه
                                                                     صمد چینی فروشان، مدرس، مترجم و منتقد تئاتر     
شاید درسال های اولیه ی ترجمه ی "بیگانه" در منطقه ی ما، درک چرایی و چگونگی  دستیابی کامو به چنین ایده ی غریبی درپرداخت قهرمان رمانش، دشوار به

ادامه مطلب  

پست56/ویرانی  

امشب پیش مقدمه اس...واسه فردا شبتون پست خوبی دارم.
دوستان گل...لطفا اونایی که تا الان نرسیدن پستارو بخونن چون بزودی پستارو پاک می کنم لطفا بخونن.
و خیلی خیلی امیدوارم که رمان جایی کپی نشده باشه حتی تو کامپیوترهای شخصی برای خوندن شخصی!

ادامه مطلب  

کتاب”هه‌وریه‌که‌یت لا ده”اثر فریبا اسماعیلی منتشر شد  

"
کتاب”هه‌وریه‌که‌یت لا ده”اثر فریبا اسماعیلی منتشر شد
 ("هه‌وریه‌که‌یت لا ده"رمانی ازخانم فریبا اسماعیلی به زبان هورامی به بازارکتاب آمد) هه‌وریه‌که‌یت لا ده خاتوو فه‌ریبا ئێسماعیلی
ویراستارێ(وه‌ش که‌رده‌و نویسته‌ی):
هومایون محه‌مه‌دنژاد  و مرحوم  زنده یاد ماموستا هیاس(ایاز) غریبی
بامقدمه:کاکه هومایون محه‌مه‌دنژاد
وێنهو ته‌ڕراحی به‌رگی:محه‌مه‌دباقی محه‌مه‌دنژاد
"هه‌وریه‌که‌یت لا ده"كتێب ڕۆمانێوه به زوانی هه‌ورا

ادامه مطلب  

هاروكي موراكامي دوست داشتني  

كتاب " از دو كه حرف می زنم، از چه حرف می زنم؟"
در برهه كنونی ام، خواندنش چسبید. هاروكی در این كتاب از ربع قرن دویدنش نوشته است. جایی از كتاب می گوید" روزی، به صورت كاملا غیر منتظره، دلم خواست رمان بنویسم و روزی دیگر، به صورت كاملا غیرمنتظره، به دویدن رو آوردم- صرفا به خاطر آن كه دلم می خواست. در سراسر عمر فقط كاری را كه دوست داشته ام انجام داده ام. شاید اطرافیان بخواهند مانع من شوند و برایم دلیل بیاورند كه اشتباه می كنم، اما من نظرم را عوض نخواهم ك

ادامه مطلب  

 

نمیدونم چه حكمتی توشه! هرچی بیشتر میبینمت باز دلم برات بیشتر از قبل تنگ میشه! دلم هواتو كرده امشب ، یه جور خاص ، خیلی زياد...
فردا قراره ببینمت
دلم تنگ شده
حرفم نمیاد ...
پ.ن: ٢ ماهه كه سر نزدی به اینجا، اینجا محل خاطرات خوب و بد با هم بودنمونه ، از یاد نبرش ... حیفه ... اینجا ام مثل من تورو دوست داره❤
"علی"
 

ادامه مطلب  

معصومیت از دست رفته  

کتاب ناتور دشت سلینجر را  خوانم پسرک نوجوانی که اخراج شده و سرگردان مانده تا آب ها از آسیاب بیافتد و بازگردد و جامعه ای که انگار منتظر است ببلعدش.نمی دانم این جامعه ستیزی شخصیت های رمان های سلینجر احیانا بازتابی از خودش است یا فردی نزدیک به او تمام منتقدین وی توجه فراوانی به ستیز نوجوانان داستانش داشته اند .
من تصورم از او شخصی سیاهپوش است فردی عصبی و غیر منتظره قانون شکن و باهوش خلاصه با سبک طنزآلودش بدجور جذاب می کشاندت تا انتهای تباهی جها

ادامه مطلب  

معصومیت از دست رفته  

کتاب ناتور دشت سلینجر را  خوانم پسرک نوجوانی که اخراج شده و سرگردان مانده تا آب ها از آسیاب بیافتد و بازگردد و جامعه ای که انگار منتظر است ببلعدش.نمی دانم این جامعه ستیزی شخصیت های رمان های سلینجر احیانا بازتابی از خودش است یا فردی نزدیک به او تمام منتقدین وی توجه فراوانی به ستیز نوجوانان داستانش داشته اند .
من تصورم از او شخصی سیاهپوش است فردی عصبی و غیر منتظره قانون شکن و باهوش خلاصه با سبک طنزآلودش بدجور جذاب می کشاندت تا انتهای تباهی جها

ادامه مطلب  

درس داریم... درس!!  

انقد دیگه این سری گیر درسم که وقت نمی‌کنم بنویسم! حتی تلگرام زياد آن نمی‌شم! لبتابم رو شاید دو سه روز یه بار اونم فقط برا چند دیقه روشن کنم! با بانو هم حتی زياد چت نمی‌کنم

ادامه مطلب  

انتقام نوع دیگری از موزیخیسم یا خودآزاری!  

رمان بلندی های بادگیر تنها اثر امیلی برونته است . کتابی است درباره ی عشق نافرجامی که تبدیل به نفرت شد ،عشقی که با انتقام آغاز شد و زندگی های زيادی را سوزاند، شاید اگر کلیف بی خیال کاترین می شد زندگی بهتری داشت ، شاید اگر کاترین به جای اصل و نصب خانوادگی و  پول عشقش به کلیف را در نظر می گرفت کلیف تبدیل به شیطان نمیشد و شاید تمام این اگر ها و شاید ها برای توجیه میل به انتقام بشر است .
انتقامی که در ذهنمان ، گاه در طعنه هایمان و گاه در اعمالمان به دی

ادامه مطلب  

انتقام نوع دیگری از موزیخیسم یا خودآزاری!  

رمان بلندی های بادگیر تنها اثر امیلی برونته است . کتابی است درباره ی عشق نافرجامی که تبدیل به نفرت شد ،عشقی که با انتقام آغاز شد و زندگی های زيادی را سوزاند، شاید اگر کلیف بی خیال کاترین می شد زندگی بهتری داشت ، شاید اگر کاترین به جای اصل و نصب خانوادگی و  پول عشقش به کلیف را در نظر می گرفت کلیف تبدیل به شیطان نمیشد و شاید تمام این اگر ها و شاید ها برای توجیه میل به انتقام بشر است .
انتقامی که در ذهنمان ، گاه در طعنه هایمان و گاه در اعمالمان به دی

ادامه مطلب  

سالها بعد از کنار سنگدلی می گذری که نمی فهمی روزی عاشقت بوده...  

ساده دلی که همیشه سرش کلاه میره...
دستهایم را به اندازه ی آغوشی باز می کنم که تو را و مرا درون خود جای بدهد. تو هیچ وقت بد نبودی، نیستی و نخواهی بود عزیز من! حداقل در باور من اینطور است. حتی هرچقدر هم که نفرت انگیز باشی، باز هم برای من همانی که باید باشی... همان دوست داشتنی  ِ  همیشگی، همان بداخلاق  ِ  همیشگی و همانی که همیشه شاکی است. از خودم نوشتم، از درون  ِ  خودم و قلبی نوشت که هیچ وقت باور  ِ  اینگونه عاشقی را نداشت! تنها میمانم، تنها...
فرار نم

ادامه مطلب  

معرفی کتاب "پیر دختر"  

 
عنوان کتاب: پیر دختر
نویسنده: انوره دوبالزاک
مترجم: محمد جعفر پوینده
محل نشر: تهران
ناشر: اشاره
سال نشر: 1383
 این کتاب از طرف مترجم چنین تقدیم شده است:
تقدیم  به اصغر، مسعود و جهانبخش سرفراز که مظهر انسانیت و ایثارند و به افتاب که در کویر زادگاهم به وجودم گرما بخشید و اینک شادی زندگانیم گشته است.
برشی از پیشگفتار کتاب پیر دختر:
   سده نوزدهم ، سده انقلاب ها و نابغه هاست، دوران به گور سپردن لاشه پوسیده فئودالیسم، اشرافیت و کلیسای حامی آنان که ب

ادامه مطلب  

زادروز بزرگ علوی گرامی باد  

 
زادروز بزرگ علوی
بزرگ علوی و «چشم‌هایش»
 
شاید کم‌تر کسی باشد که با خواندن سر و کار داشته باشد و لااقل نام رمان «چشم‌هایش» را نشنیده باشد. داستان کوتاه «چمدان» نیز از داستان‌های معروف این نویسنده‌ی نام‌آشنای ایرانی است؛ بزرگ علوی.
 
بزرگ علوی در سیزدهم بهمن‌ماه ۱۲۸۲در تهران و در خانه‌ی پدربزرگش که از بازرگانان سرشناس تهران و از فعالان دوره‌ی انقلاب مشروطه بود چشم بر جهان گشود. پدربزرگ ِ «بزرگ»، حاج سید محمد صراف نماینده‌ی دوره‌ی ا

ادامه مطلب  

زادروز بزرگ علوی گرامی باد  

 
زادروز بزرگ علوی
بزرگ علوی و «چشم‌هایش»
 
شاید کم‌تر کسی باشد که با خواندن سر و کار داشته باشد و لااقل نام رمان «چشم‌هایش» را نشنیده باشد. داستان کوتاه «چمدان» نیز از داستان‌های معروف این نویسنده‌ی نام‌آشنای ایرانی است؛ بزرگ علوی.
 
بزرگ علوی در سیزدهم بهمن‌ماه ۱۲۸۲در تهران و در خانه‌ی پدربزرگش که از بازرگانان سرشناس تهران و از فعالان دوره‌ی انقلاب مشروطه بود چشم بر جهان گشود. پدربزرگ ِ «بزرگ»، حاج سید محمد صراف نماینده‌ی دوره‌ی ا

ادامه مطلب  

ریشه ها  

از اونجاییکه من خیلی وقته تلویزیون ندیدم باعث شد که دیدن این سریال ریشه ها خیلی منو تحت تاثیر قرار بده سریالی که طرز احمقانه ای سانسور شده بود!
+یکی از سکانسهای این سریال نحوه برخورد یه برده ی افریقایی با برف بود چیزی که هرگز ندیده بود و با اینکه در حال فرار بود اما مجذوب زیبایی برف شد و مشغول به قدم زدن  روی یخ و برف شد و به همین سبب دستگیر شد! این سکانس منو یاد یه طنز انداخت به این متن:
«قیافه ی ادمهایی که قبل از کشف اتش مردند تو جهنم دیدنیه»!


ادامه مطلب  

ریشه ها  

از اونجاییکه من خیلی وقته تلویزیون ندیدم باعث شد که دیدن این سریال ریشه ها خیلی منو تحت تاثیر قرار بده سریالی که طرز احمقانه ای سانسور شده بود!
+یکی از سکانسهای این سریال نحوه برخورد یه برده ی افریقایی با برف بود چیزی که هرگز ندیده بود و با اینکه در حال فرار بود اما مجذوب زیبایی برف شد و مشغول به قدم زدن  روی یخ و برف شد و به همین سبب دستگیر شد! این سکانس منو یاد یه طنز انداخت به این متن:
«قیافه ی ادمهایی که قبل از کشف اتش مردند تو جهنم دیدنیه»!


ادامه مطلب  

زادروز بزرگ علوی گرامی باد  

 
 
 
 
 
 
 
 
زادروز بزرگ علوی
بزرگ علوی و «چشم‌هایش
شاید کم‌تر کسی باشد که با خواندن سر و کار داشته باشد و لااقل نام رمان «چشم‌هایش» را نشنیده باشد. داستان کوتاه «چمدان» نیز از داستان‌های معروف این نویسنده‌ی نام‌آشنای ایرانی است؛ بزرگ علوی.
 
بزرگ علوی در سیزدهم بهمن‌ماه ۱۲۸۲در تهران و در خانه‌ی پدربزرگش که از بازرگانان سرشناس تهران و از فعالان دوره‌ی انقلاب مشروطه بود چشم بر جهان گشود. پدربزرگ ِ «بزرگ»، حاج سید محمد صراف نماینده‌ی

ادامه مطلب  

زادروز بزرگ علوی گرامی باد  

 
 
 
 
 
 
 
 
زادروز بزرگ علوی
بزرگ علوی و «چشم‌هایش
شاید کم‌تر کسی باشد که با خواندن سر و کار داشته باشد و لااقل نام رمان «چشم‌هایش» را نشنیده باشد. داستان کوتاه «چمدان» نیز از داستان‌های معروف این نویسنده‌ی نام‌آشنای ایرانی است؛ بزرگ علوی.
 
بزرگ علوی در سیزدهم بهمن‌ماه ۱۲۸۲در تهران و در خانه‌ی پدربزرگش که از بازرگانان سرشناس تهران و از فعالان دوره‌ی انقلاب مشروطه بود چشم بر جهان گشود. پدربزرگ ِ «بزرگ»، حاج سید محمد صراف نماینده‌ی

ادامه مطلب  

مريض هاي بامرام  

روزها داره به سرعت سپری میشه. راحت نمیگذره، اما میگذره. احتمالا هم بخاطر قابل پیش بینی بودن و روال كم استرس و هیجانشه. امروز زياد مریض ندیدم. چندتا معاینه دفترچه سلامت دیدم و یه جراحی دندون عقل نهفته داشتم. بیشتر روی صندلی نشستم و با رئیسم حرف میزدیم! نزدیكای ظهر بود كه خیلی گرسنه شدم؛ با دستیارها هماهنگ كردیم و از تهیه غذای روبروی كلینیك غذا سفارش دادیم. منو رئیس باهم یه غذا سفارش دادیم(قیمه) البته رئیس بنا بر ریاسیت از غذای همه یه تستی زدن!! :

ادامه مطلب  

مريض هاي بامرام  

روزها داره به سرعت سپری میشه. راحت نمیگذره، اما میگذره. احتمالا هم بخاطر قابل پیش بینی بودن و روال كم استرس و هیجانشه. امروز زياد مریض ندیدم. چندتا معاینه دفترچه سلامت دیدم و یه جراحی دندون عقل نهفته داشتم. بیشتر روی صندلی نشستم و با رئیسم حرف میزدیم! نزدیكای ظهر بود كه خیلی گرسنه شدم؛ با دستیارها هماهنگ كردیم و از تهیه غذای روبروی كلینیك غذا سفارش دادیم. منو رئیس باهم یه غذا سفارش دادیم(قیمه) البته رئیس بنا بر ریاسیت از غذای همه یه تستی زدن!! :

ادامه مطلب  

کتابخوانی را کی سرآمد؟ کتاب دوستان را چه شد؟!  

شکلات بیشتر دوست داری یا کتاب؟
کتاب!
دلت می خواست به خارج بروی؟
بله! به هند، آنجا ببر هست!و به چین! آنجا دیوار خیلی بزرگ هست!و به...
چه چیزها می دانی! حتما خیلی کتاب خوانده ای!؟
بله! همیشه کتاب می خوانم. دلم می خواست به یک مدرسه چینی بروم. آنجا آدم چهل هزار حرف از شهر کلمات یاد می گیرد!
الیاس کانتی، کیفرآتش
باران ریزی بر جاده می بارید. یک کیف چرمی مشکی هم پرت شده بود کنار درختی که دور ماشین پیچیده بود و غرق گِل شده بود. در کیف آغشته به گِل و لایِ آلبر

ادامه مطلب  

کتابخوانی را کی سرآمد؟ کتاب دوستان را چه شد؟!  

شکلات بیشتر دوست داری یا کتاب؟
کتاب!
دلت می خواست به خارج بروی؟
بله! به هند، آنجا ببر هست!و به چین! آنجا دیوار خیلی بزرگ هست!و به...
چه چیزها می دانی! حتما خیلی کتاب خوانده ای!؟
بله! همیشه کتاب می خوانم. دلم می خواست به یک مدرسه چینی بروم. آنجا آدم چهل هزار حرف از شهر کلمات یاد می گیرد!
الیاس کانتی، کیفرآتش
باران ریزی بر جاده می بارید. یک کیف چرمی مشکی هم پرت شده بود کنار درختی که دور ماشین پیچیده بود و غرق گِل شده بود. در کیف آغشته به گِل و لایِ آلبر

ادامه مطلب  

الو صدای منو داری؟؟  

خدا رحمت کند پیرمردی در انار بود ساده دل و باصفا.
سالها پیش یک قبض نجومی تلفن براش آمده بود و رفته بود مخابرات شاکی شده بود که چرا اینقدر قبض زياد اومده.
نقل کردن که به مامور قبوض مخابرات میگفته هر چی هست از این غوطیا(قوطی تقسیم سیم ) هست.
پیرمرد فکر میکرده سیم تلفن هم مثل لوله آب ترکیدگی یا نشتی داره که قبض زياد میاد.
اما خوب ماجرا این بوده که این پیرمرد یه شازده داشته که ۲۴ساعت گوشی دستش بوده و با رادیو لندن و بی بی سی دل میداده قلوه میستونده!
ح

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1