تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


76/2(نعره ی اره ها)  

 
آهای آدم های به ظاهر بیدار و بی تاب دریا کجاست !!!؟؟؟مگر لاله های سرنگون راه خانه را گم می کنند ؟ من از قتلگاه درختان سبز بر می گردم تمام تنم به طعم بارانآغشته استگوش هایم هنوز به نعره ی اره هاعادت نمی کنند من با تو حرف می زنم ...با تو که غروب آفتاب را از کناره ی دریا در کارت پستال دختر همسایه تماشا می کنی ....
مهرداد اکبری

ادامه مطلب  

81/2(ستاره آزادی)  

 
سپیده دم آخرین روزهای خرداد ماه طوری پنهان و پوشیده به خانه برگشتمکه حتا باد هم نمی فهمید ..بر مزار چند لاله ی خاموش گریسته بودم!پاره ای از آسمان آبی می شدو بانگ خروس بامدادپرستاز آمدن صبح می گفتهنوز خمار شب در گذشته ها بودمو تمام پروانه های خوش باوراز شیب باران تنبل خرداد ماهگمراه می شدند...آه ای ستاره ی بی رنگ آزادی!
مهرداد اکبری

ادامه مطلب  

اشک های مکتوبم  

اشک های مکتوبم اگر نتواند مسیر قدمهایت را آب و جارو کند ، باکی نیست...
 
نهالستان امید من را که آبیاری میکند... نمیکند؟
فرا تر از آن...
آتش دل سودا زده ام را که خموش میکند...نمیکند؟
اگر نمیدانی ، بدان...
خنده های خیسم به شکوه اشک های ماندگارم حسادتی کند که بیا و ببین...
آخر کم که نیست نگاهی که برقش را جز لاله هایی وحشی نخوانند
و جز بیدلان شوریده لبیکش نگویند.
 
نوشته از : کبری نارکی نژاد

ادامه مطلب  

ای گل تو دوش داغ صبوحی کشیده ای.ما آن شقایقیم که با داغ زاده ایم.غزلی باشکوه از حضرت حافظ تقدیم دوس  

ما سرخوشان مست دل از دست داده ایمهمراز عشق و همنفس جام باده ایمبر ما بسی کمان ملامت کشیده اندتا کار خود ز ابروی جانان گشاده ایمای گل تو دوش داغ صبوحی کشیده ایما آن شقایقیم که با داغ زاده ایمپیر مغان ز توبه ما گر ملول شدگو باده صاف کن که به عذر ایستاده ایمکار از تو می رود مددی ای دلیل راه!که انصاف می دهیم و ز ره اوفتاده ایمچو لاله می مبین و قدح در میان کاراین داغ بین که بر دل خونین نهاده ایمگفتی که حافظ این همه رنگ و خیال چیستنقش غلط مبین که همان

ادامه مطلب  

ای گل تو دوش داغ صبوحی کشیده ای.ما آن شقایقیم که با داغ زاده ایم.غزلی باشکوه از حضرت حافظ تقدیم دوس  

ما سرخوشان مست دل از دست داده ایمهمراز عشق و همنفس جام باده ایمبر ما بسی کمان ملامت کشیده اندتا کار خود ز ابروی جانان گشاده ایمای گل تو دوش داغ صبوحی کشیده ایما آن شقایقیم که با داغ زاده ایمپیر مغان ز توبه ما گر ملول شدگو باده صاف کن که به عذر ایستاده ایمکار از تو می رود مددی ای دلیل راه!که انصاف می دهیم و ز ره اوفتاده ایمچو لاله می مبین و قدح در میان کاراین داغ بین که بر دل خونین نهاده ایمگفتی که حافظ این همه رنگ و خیال چیستنقش غلط مبین که همان

ادامه مطلب  

 

دکتر زهرا از من می‌پرسد: «تب نداشت؟» و من با دلهره می‌گویم: «نه». دیشب دو بار زهرا تشنج داشت. از تشنج‌های بدون تب بیزارم. بعد از هر تشنج بی‌حال و بی‌رمق می‌شود. یکی دو روز طول می‌کشد تا دوباره به حالت عادی‌اش برگردد.زهرا آرام در آغوشم خوابیده. لباس صورتی‌اش را تنش کرده‌ام به لب‌های صورتی‌اش می‌آید. دلم می‌خواهد زمان به سرعت برق و باد بگذرد و این دوره‌ی سردرگمی تمام بشود.نگاهش می‌کنم چشم‌هایش روی هم‌ا‌ند زبانش در ادامه‌‌ی مک زدن هم

ادامه مطلب  

 

دکتر زهرا از من می‌پرسد: «تب نداشت؟» و من با دلهره می‌گویم: «نه». دیشب دو بار زهرا تشنج داشت. از تشنج‌های بدون تب بیزارم. بعد از هر تشنج بی‌حال و بی‌رمق می‌شود. یکی دو روز طول می‌کشد تا دوباره به حالت عادی‌اش برگردد.زهرا آرام در آغوشم خوابیده. لباس صورتی‌اش را تنش کرده‌ام به لب‌های صورتی‌اش می‌آید. دلم می‌خواهد زمان به سرعت برق و باد بگذرد و این دوره‌ی سردرگمی تمام بشود.نگاهش می‌کنم چشم‌هایش روی هم‌ا‌ند زبانش در ادامه‌‌ی مک زدن هم

ادامه مطلب  

حزین لاهیجی..ای وای بر اسیری كز یاد رفته باشد  

حزین لاهیجیای وای بر اسیری كز یاد رفته باشددر دام مانده باشد، صیّاد رفته باشدآه از دمی كه تنها با داغ او چو لالهدر خون نشسته باشم چون باد رفته باشدخونش به تیغ حسرت یارب حلال باداصیدی كه از كمندت آزاد رفته باشداز آه دردناكی سازم خبر دلت راروزی كه كوه صبرم بر باد رفته باشدپر شور از حزین است امروز كوه و صحرامجنون گذشته باشد فرهاد رفته باشد

ادامه مطلب  

حزین لاهیجی..ای وای بر اسیری كز یاد رفته باشد  

حزین لاهیجیای وای بر اسیری كز یاد رفته باشددر دام مانده باشد، صیّاد رفته باشدآه از دمی كه تنها با داغ او چو لالهدر خون نشسته باشم چون باد رفته باشدخونش به تیغ حسرت یارب حلال باداصیدی كه از كمندت آزاد رفته باشداز آه دردناكی سازم خبر دلت راروزی كه كوه صبرم بر باد رفته باشدپر شور از حزین است امروز كوه و صحرامجنون گذشته باشد فرهاد رفته باشد

ادامه مطلب  

 

در استان این را شنیدم ز پیران روشن ضمیرچنین خلعتی سپید نپوشیده در نیم قرن اخیرزرقص آهنگین دمام برف،عروس گشت کوهساران ودشتپوشیده  شد در میان دانه های برف،هرچه سیاهی وپلشتگرچه این برفهای تلمبارگشته همه نعمت اندبه فصل خشکسالی به اسکستان همه ثروت اندولیک ،حالیا رفت وشد زکوی وبرزنش بسی دلهره آور استپیر و کودک در خانه ها ماندگار ومسدود زبرف،دیوار ودر استگرچه باشد رفت و آمد زکوچه وبرزنش  بی حد وسخت یامشکلاین چند روز زسرما گذشت استان شود پر زگ

ادامه مطلب  

فارغ از ستم  

کوه با آن عظمت فاقد ظلم است و ستم
 
کوه با نام طبیعت به خدا خورده رقم
 
 
 
 
 
 
زر و سنگ و شن و ماسه شده سازندهٔ کوه
 
بین آنها نه ریا هست و نه حرفی ز خدم
 
 
 
 
 
 
کوه با جامهٔ سبزی به تنش جلوه نماست
 
لبی از لاله دو چشم نرگس و قامت چو عٙلٙم
 
 
 
 
 
با این همه توصیفِ از این منظره ها
 
دامن پاک طبیعت شده تشبیه خودم
 
 
 
 
 
 
عشق با زیرکی تام بگفت: مثل شما
 
مدتی هست که من در دل کوه خیمه زدم
 
 
 
 
 
 
آدمیزاد نه زر هست و نه حتی گل و کوه
 
خالی از لطف و ص

ادامه مطلب  

وطن  

درکوچه پس کوچه های این دیار،چه دیوارهایی که با رنگ سرخشان تمام امید و آرزوهای بچه ها را حکم بی اعتنایی می زنند.دختران و پسرانمان روزبه روز خط بطلانی بر سیره عشق به وطن می کشند،آرام آرام دل به دشمن می سپارند.کجایند مردان پرمدعا؟چه شد آن منبرنشینان سر تا پا ریش؟نیش دهانتان هم وطن را به سخره گرفته.نه ،آنقدر خود را به آب و آتش نزنید،لطفا چاک دهانهایتان را کمتر بازکنید و دم از همت ها،باکری ها و جهان آرا ها بزنید.آن ها ستاره های این مردمند گرچه نان

ادامه مطلب  

زندگی او سراسر پیام بود و مرگ او مصیبت لاله هاست  

هیچ وقت توجه نکرده بودمـ
ولی
از اسمت همــ معلومــ بود
پیامـ بودی
نه فقط برای من
برای یک جامعه
پیامــ فرهنگ و اجتماع دوستی
پیامـ و صدای  ارگان های اجتماعی
یار همیشگی 22 بهمن
نگران جامعه و درد هایش
درد جامعه دردت بود
اهوا بدون تو چگونه پیامـ عشق و دوستی باشه ؟
تسلیت به فرهنگ
تسلیت به دین
تسلیت به جامعه
تسلیت به سازمان
تسلیت به خانه جوانان
تسلیت به من و تو ......
منی او را بنازید کو به یکدمـ          بسازد  از  گلی حوا و آدمــ
حال حدیث تو از تمامی حدیث

ادامه مطلب  

عشق و دوست  

زندگی معنی ندارد بی تو دوست
هرچه داریم وهمه ازلطف اوست
 
 
 
 
دوستداری عالمی دارد خودش
هرکسی دریافتش بختش نکوست
 
 
 
 
 
گر بپرسی پیکرِ جانسوزِ من
کنجکاوان میرود دنبال دوست
 
 
 
 
 
آسمان موی ِ تو شب خال تو ماه
یار من زیباتر از این خال و موست
 
 
 
در قیاس دلبرِ من باغ وگل
هیچ و بی نقش و نگار ورنگ وبوست
 
 
 
 
 
شرم کن هی بر چه مینازی بهار
عشق من هم سوسن است و لاله روست
 
 
 
 
 
آتش تنهایی و سوز ِ من از
شعلهٔ گرم نبودن های توست
 
 
 
 
 
عشق یارانی ک

ادامه مطلب  

تورا دوست میدارم  

 تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم
تو را به خاطر عطر نان گرم
 
برای برفی که آب می شود دوست می دارم
 
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم
 
تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم
 
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
 
برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت
 
لبخندی که محو شد و هیچ گاه نشکفت دوست می دارم
 
تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم
 
برای پشت کردن به آرزوهای محال
 
ب

ادامه مطلب  

تکلیف شب برای چهار شنبه 11/27  

با سلام به باباها و مامانای مهربون
پسر باهوشم از روی کلمه های زیر یک خط زیبا بنویس.
ژاله ،ژاکت،ژاپن،نژاد،،آژانس،آژیر،ماژیک،ژیلا،ژیان،رژیم
انرژی،ژیمناستیک،ماساژ،پاساژ،گاراژ،شوفاژ،ویراژ،مژه،منیژه،پژمرده
کلمه های زیر را بخش و صداکشی کن.
بیژن،مژده،پژمان،ژله،مژدگانی،
 
 
پسرم از روی جمله های زیر 5بار بخوان و یک دیکته  بنویس 
 
ماشین پلیس  آژیر  می کشد.
 
ژیان  ماشین کوچکی  است.
 
ژاله و منیژه  به گل ها آب می دهند.
 
اگر  به  گل آب نرسد ،پژ

ادامه مطلب  

بشارت دادن كتاب مقدس  

شما در کدام طرف ایستاده‌اید؟ این، سؤالی است که عیسیٰ در لوقا ۱۳: ۱‌-۸ می‌پرسد. آیا در سمت درست ایستاده‌اید یا غلط؟ سمت درست، به حیات جاودانی منتهی می‌گردد، اما سمت غلط، به نابودی و هلاکت. پیغام عیسیٰ ساده است: به منظور یافتن حیاتی نو، تنها کاری که باید انجام دهید این است که از گناهان خود توبه کنید. اگر توبه نکنید، هلاک خواهید شد. خدا نمی‌خواهد ما را همچون شاخه‌ها ببرد و جدا کند؛ او دوستمان دارد و می‌خواهد برای وی میوه/ثمره بیاوریم. اکنون د

ادامه مطلب  

مدارس تیزهوشان آری یا نه  

شنیدم وزیر جدید آموزش و پرورش می خواد تیزهوشان و کلیه مدارس خاص رو منحل کنه.
اگه این اتفاق بیفته یک اتفاق نوین برای آموزش و پروش کشوره. شاید ندونید مدارس خاص چه سایه شومی بر آموزش و پرورش انداخته.
یک اموزش و پروش طبقاتی.
معلمان نور چشمی و طبقاتی
مدرسه های قابل توجه و ویران شدن مدارس عام.
من در تیزهوشان بودم اسیب هاشو می دونم. ما یک عده جوون رو جدیدن برای فرستادن با منجنیق به اونور مرز آماده می کنیم. اغلبشون می خوان برن خارج.
واسه بیگانگان استعدا

ادامه مطلب  

درفاش نیوز میخوانیم  

م.ر.ک.جانباز- ما آخرین نسلی بودیم که با بلیط دو ریالی سوار اتوبوس شدیم. ما آخرین نسلی بودیم که به حسنک گفتیم کجایی؟ و با کبری تصمیم گرفتیم و پیراهن خودمان را با پیراهن ریز علی یکجا آتش زدیم. ما آخرین نسلی بودیم که ادب را نزد پدر و مادر و  در آوردن نان حلال را از دست رنج پدر و مهر و عطوفت را در دامان مادر یاد گرفتیم. ما آخرین نسلی بودیم که پاییز و زمستان درس می خواندیم و بهار و تابستان, بمانند پدر نان آور خانواده می شدیم.
 ما آخرین نسلی بودیم که اگر

ادامه مطلب  

 

حسین، ایستاده! یکه و تنها! در میانه دشت بلا و در نیمروز عاشورا، هنوز دستها و محاسنش از خون آخرین سربازش رنگین است، سربازی که اگرچه شش ماهه بود اما در میان فداییان حسین، هماورد مردان بزرگی چون عباس شد.حسین ایستاده! روبرو غوغای لشکر، درندگان انسان نما، و پشت سر، ضجه و شیون زنان و دختران بی پناه، و این خداست که با او سخن میگوید:حسین! بنده پاکباخته من! من احبنی عشقنی و من عشقنی عشقه و من عشقه قتله و من قتله.... فان دیته هرآنکه مرا دوست بدارد، عاشقم م

ادامه مطلب  

اعتماد مجمع عمومی جبهه مردمی انقلاب به یک اصلاح طلب شورای شهر  

الهه راستگو که یکی از اصلاح طلبان شورای شهر بود به خاطر سوابق انقلابی اش نامش در لیست کاندیداهای مجمع مرکزی قرار داده شد وجالبتر اینکه با استقبال مجمع عمومی روبرو شد و با رای آنها جز 30 نفر شورای مرکزی جبهه مردمی نیروهای  انقلاب قرار گرفت لیست سی نفره همراه با آرا کسب شده به شرح ذیل میباشد
 

 
 *آرای اخذ شده 2691

*آرای صحیح : 2521
1-مرضیه وحید دستجردی 2270
2- غلامعلی حداد عادل 1976
3- مهدی چمران 1953
4-محمد حسن رحیمیان 1949
5-مهدی محمدی 1733
6- محمدباقر ذوالقدر 159

ادامه مطلب  

اعتماد مجمع عمومی جبهه مردمی انقلاب به یک اصلاح طلب شورای شهر  

الهه راستگو که یکی از اصلاح طلبان شورای شهر بود به خاطر سوابق انقلابی اش نامش در لیست کاندیداهای مجمع مرکزی قرار داده شد وجالبتر اینکه با استقبال مجمع عمومی روبرو شد و با رای آنها جز 30 نفر شورای مرکزی جبهه مردمی نیروهای  انقلاب قرار گرفت لیست سی نفره همراه با آرا کسب شده به شرح ذیل میباشد
 

 
 *آرای اخذ شده 2691

*آرای صحیح : 2521
1-مرضیه وحید دستجردی 2270
2- غلامعلی حداد عادل 1976
3- مهدی چمران 1953
4-محمد حسن رحیمیان 1949
5-مهدی محمدی 1733
6- محمدباقر ذوالقدر 159

ادامه مطلب  

219_از تو به جنگل های وحشی تمشک...  

 
از تو امنیت می آید انگار که در صحن صلیب سرخ ایستاده ام...نگاهم که می کنی از هیچ گروهکی نمی ترسم...انگار جهان در کف اقبال من است،تو نیازهای مرا به درستی حدس می زنیحتا یک قدم از من پیشتر ایستاده ای...در دلم که می خندم تو آرام می شویو پیشانیت بلندتر می شود...‌وقتی تو هستی جای ما عوض می شود،انگار برای پرستاری از من آفریده شده ای...من هم یادم می رود که مرد شده امتا مراقب تو باشم...تو برای خنداندنم عصبانی می شوی!اشک می ریزی ،بارها دیده ام که گریسته ای و ف

ادامه مطلب  

74/2(فقر فرهنگی)  

 
در چشمان آب و آیینهماه با دستان لرزانتنش را به باد سپردهگرگ ها ی پوستین پوشرقص واژه ها ی زیبا را شرمگین می کنندستاره های کوچک بکارتشان رابه حراج گذاشته اند......مدعیان فرهنگ ناببرگوش فلکطبل می کوبند...کاش می دانستیم کجای این روزگار ایستاده ایم...
مهرداد اکبری

ادامه مطلب  

کج رفتاری های سایبری ...  

مردم و کج رفتاری های سایبری
 
 
 
 بچه  ها و جوانان مشارکت کننده در تحقیق ،روابط متقابل به وجود امده در فضای مجازی را به همان مقدار روابط متقابل به وجود امده در فضای غیر مجازی واقعی تلقی میکنند و همه اینها اینترنت را قویا فضایی می دانند که میتوان در ان روابط متقابل دوستانه  و عاطفی ایجاد و حفظ کرد .

بیشتر  مشارکت کنندگان چه بچه ها و چه جوانان تجربه های خود را از سو استفاده سایبری که از انها شده نوشته اند .
این تجربه ها شامل انواعی فشار و  بولی

ادامه مطلب  

کج رفتاری های سایبری ...  

مردم و کج رفتاری های سایبری
 
 
 
 بچه  ها و جوانان مشارکت کننده در تحقیق ،روابط متقابل به وجود امده در فضای مجازی را به همان مقدار روابط متقابل به وجود امده در فضای غیر مجازی واقعی تلقی میکنند و همه اینها اینترنت را قویا فضایی می دانند که میتوان در ان روابط متقابل دوستانه  و عاطفی ایجاد و حفظ کرد .

بیشتر  مشارکت کنندگان چه بچه ها و چه جوانان تجربه های خود را از سو استفاده سایبری که از انها شده نوشته اند .
این تجربه ها شامل انواعی فشار و  بولی

ادامه مطلب  

ایام فاطمیه  

بستر 
*گل یاس علی
نیلوفری شد    
زمان ناله
های حیدری شد زنم برسینه و سر تا قیامت      که بانوی مدینه بستری شدجفاها
دیده واویلا     
قدش خمیده
واویلا
شود شهیده
واویلاشده پرپر شبیه لاله تا امروز     شود اسلام به خیل ظالمان
پیروز 
آه...واویلا
واویلا واویلا... 
*ز غیر ه
روی
دلبر دیده بسته        نماز نافله خواند نشستهولی حیدر چو می آید به
خانه     
زجا خیزد به
پهلوی شکستهاز آن رنگ و رو واویلا                  
 ز
دست و بازو واویلا
ز د

ادامه مطلب  

ایام فاطمیه  

بستر 
*گل یاس علی
نیلوفری شد    
زمان ناله
های حیدری شد زنم برسینه و سر تا قیامت      که بانوی مدینه بستری شدجفاها
دیده واویلا     
قدش خمیده
واویلا
شود شهیده
واویلاشده پرپر شبیه لاله تا امروز     شود اسلام به خیل ظالمان
پیروز 
آه...واویلا
واویلا واویلا... 
*ز غیر ه
روی
دلبر دیده بسته        نماز نافله خواند نشستهولی حیدر چو می آید به
خانه     
زجا خیزد به
پهلوی شکستهاز آن رنگ و رو واویلا                  
 ز
دست و بازو واویلا
ز د

ادامه مطلب  

 

زنش ایستاده توی قلعه ای که تازه فتحش کرده و توش قرار است کلی عشق و صفا کند برای خودش و حالش را ببرد که ملکه شده و تاجش را روی سرش بگذارد و دامنِ لباسش را توی انگشتهای ظریفش بگیرد و چون زورِ انگشتهاش به سنگینیه لباسش نمیرسد توش چنگ بزند و باهاش چرخی بزند. امروز صبح از خاب بلند بشود و هوسِ صبحانه خودش پز کند و خدمتکارش تمامِ موادِ مورد نیاز را آماده کند و قاطی کند و او قاشق به دست ایستاده و درحالیکه لبخند پیروزمندانه ای روی لبهاش نقش بسته و باد از

ادامه مطلب  

 

زنش ایستاده توی قلعه ای که تازه فتحش کرده و توش قرار است کلی عشق و صفا کند برای خودش و حالش را ببرد که ملکه شده و تاجش را روی سرش بگذارد و دامنِ لباسش را توی انگشتهای ظریفش بگیرد و چون زورِ انگشتهاش به سنگینیه لباسش نمیرسد توش چنگ بزند و باهاش چرخی بزند. امروز صبح از خاب بلند بشود و هوسِ صبحانه خودش پز کند و خدمتکارش تمامِ موادِ مورد نیاز را آماده کند و قاطی کند و او قاشق به دست ایستاده و درحالیکه لبخند پیروزمندانه ای روی لبهاش نقش بسته و باد از

ادامه مطلب  

توصیه امام رضا(ع) برای آداب نماز  

امام رضا(ع) برای آداب نماز چه توصیه می فرمود ؛ براى الگوگیرى از آن نمونه هاى را بیان کنید؟امام رضا(علیه السلام)، نماز را وسیله نزدیکى هر انسان پارسا به خداوند مى شمرد و مى فرمود: “الصّلاة قربان کل تقیّ”. امام رضا(علیه السلام) در مورد آداب نماز نیز چنین مى فرمود: “اگر برای نماز ایستادی تلاش کن با حالت کسالت و خواب آلودگی و سستی و تنبلی نباشد. بلکه با آرامش و وقار نماز را بجای آور و بر تو باد که در نماز خاشع و خاضع باشی و برای خدا تواضع کنی و خشوع

ادامه مطلب  

ایام فاطمیه  

همسنگر
حیدر/تا لحظه ی آخر
تویی
نور چشم بابا/یا زهرا یا زهرا
شفیعه
ی محشر/ای سوره ی کوثر
بهار
خزون دلها/یا زهرا یا زهرا
سینه
میزنم با غمِت/تنها دلخوشیم کرمت
میرسه
روزی که بیام/به زیارت حرمت
جون
دادن/برای غم تو مادر/با نوای حیدر حیدر
مثه یک
لاله ی پرپر/اینه آرزوی نوکر 2بار
یا
زهرا فاطمه یا فاطمه جان...
جای
شهیدان و/پیر جماران و
عاشقات
میگیم یا زهرا/یا زهرا یا زهرا
دلم
مثه شمعه/همنوا با جَمع ِ
نوکرات
میگیم یا زهرا/یا زهرا یا زهرا
زندگی
ما همگی

ادامه مطلب  

از راه (طریقت) بُرو ای گوهر مقصود  

  دیروز نه آغاز و نه انجام جهان بودگویا غم و شادی همه در پرده نهان بود گر مرد رهی غم مخور ای دوستالبته رسیدن هنر گام زمان بود گر رهرو دیرینه ی سرمنزل عشقیبنگر که ز مجنون به هر گام نشان بود آبی که روان گشت  فرورفت ولی زوددریا شود آن رود که پیوسته روان بود از روی تو دل کندنم آموخت زمانهشمشیر زمان دررگِ خونابه فشان بود افسوس و ُدریغا که در این بازی خونینبازیچه ی ایام دل آدمیان بود در رهگذر قافله ها  لاله و گل کاشتاین دشت که پامال سواران خزان ب

ادامه مطلب  

از راه (طریقت) بُرو ای گوهر مقصود  

  دیروز نه آغاز و نه انجام جهان بودگویا غم و شادی همه در پرده نهان بود گر مرد رهی غم مخور ای دوستالبته رسیدن هنر گام زمان بود گر رهرو دیرینه ی سرمنزل عشقیبنگر که ز مجنون به هر گام نشان بود آبی که روان گشت  فرورفت ولی زوددریا شود آن رود که پیوسته روان بود از روی تو دل کندنم آموخت زمانهشمشیر زمان دررگِ خونابه فشان بود افسوس و ُدریغا که در این بازی خونینبازیچه ی ایام دل آدمیان بود در رهگذر قافله ها  لاله و گل کاشتاین دشت که پامال سواران خزان ب

ادامه مطلب  

 

 صدای پاشو از دور میشنیدم ... نزدیک و نزدیک تر میشد ..کمی قدم هامو تند تر کردم ،از دیدنش واهمه داشتم . جلوتر رفتم ...دیگه صدایی نمیومد ، انگار ایستاده بود ...پیش روم انتهای پل بود دیگه راه گریزی نبود ،باید برمیگشتم
اون روز تمام دنیام بهم ریخت ...چشمای مشکی که از پشت چترش نمایان بود قلبمو وادار به تپش کردن ... چند قدم به طرفم اومد و من مات ایستاده بودم ... نزدیک تر که میشد قلبم تند تر میزد ... دیگه نتونستم نگاش کنم... چشم ازش برداشتم و  حرکت کردم ... در کسری

ادامه مطلب  

هیاهوی زندگی .........  

در هیاهوی زندگی دریافتم ؛
 
چه بسیار دویدن ها،که فقط پاهایم را از من گرفت
 
در حالی که گویی ایستاده بودم ،
 
چه بسیار غصه ها،که فقط باعث سپیدی موهایم شد
 
در حالی که قصه ای کودکانه بیش نبود ،
 
دریافتم،کسی هست که اگر بخواهد “می شود”
 
و اگر نخواهد “نمی شود”
 
.
 
.

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1