تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


 

+گفت هه
تو خودت رو مسخره کردی
اسم اینکه بخشش نیست
تو پر از  بغض و کینه ایی
نباید این حرف رو میزدی
_گفتم اسمش هرچی که
هست...گفتن اگر تمومش کنی
اروم میشی یا اونا دروغ گفتن
که اروم میشی یا من دروغ میگم
که نشدم...
ولی اونا دروغ گفتن...نشدم
هیچی عوض نشد ...خرابتر شد : )

ادامه مطلب  

 

+گفت هه
تو خودت رو مسخره کردی
اسم اینکه بخشش نیست
تو پر از  بغض و کینه ایی
نباید این حرف رو میزدی
_گفتم اسمش هرچی که
هست...گفتن اگر تمومش کنی
اروم میشی یا اونا دروغ گفتن
که اروم میشی یا من دروغ میگم
که نشدم...
ولی اونا دروغ گفتن...نشدم
هیچی عوض نشد ...خرابتر شد : )

ادامه مطلب  

64  

بذارید دوباره حدس بزنم که فردا چجور روزیه
حس میکنم که:
فردا حاج آقا بصیرت پور میاد مدرسه برامون حرف ميزنه
امتحان جامعه رو گند میزنم
جلسه شورا هس با مدیر بحثم میشع:|
ازم تاریخ ادبیات میپرسه ن تنها اون ۱۰رو جبران نمیکنم یه صفر هم میگیرم
میرم نمازخونه اون اکیپ دهماهم میان نماز کنار من میشینن
جوگیر میشم ازشون عذر خواهی میکنم باوجود اینکه بهم بی احترامی کردن
درباره ی جهان اساطیری میام توضیح میدم سرکلاس جامعه عادت دارم وقتی تحقیق میکنم فقط برم یه

ادامه مطلب  

64  

بذارید دوباره حدس بزنم که فردا چجور روزیه
حس میکنم که:
فردا حاج آقا بصیرت پور میاد مدرسه برامون حرف ميزنه
امتحان جامعه رو گند میزنم
جلسه شورا هس با مدیر بحثم میشع:|
ازم تاریخ ادبیات میپرسه ن تنها اون ۱۰رو جبران نمیکنم یه صفر هم میگیرم
میرم نمازخونه اون اکیپ دهماهم میان نماز کنار من میشینن
جوگیر میشم ازشون عذر خواهی میکنم باوجود اینکه بهم بی احترامی کردن
درباره ی جهان اساطیری میام توضیح میدم سرکلاس جامعه عادت دارم وقتی تحقیق میکنم فقط برم یه

ادامه مطلب  

تا خیالت،به سرم میزنه گریه ام میگیره...  

بعضی وقتا مجبور میشی از یه چیزایی دل بکنی...مثلن از اونی که همه دنیاته..
همه ی نفس هاته...
مجبوری دل بکنی از اونی که به هم قول داده بودین به این روزگار نامرد تن ندین
مجبوری...
چون اون میخواد...چون یه نفر دیگه جاتو پر کرده...
یه نفر دیگه شده عزیز دلش..خانومش...نفسش...
میره...مجبوری قبول کنی رفتنشو...میره و تو میشی تنها...یکی دیگه...
کسی که دلش مرد...احساسش مرد...شد یه سنگدل...شد یه روح...
از این به بعد  تنها...تو خیابونای سرد...زیر بارون...میشی یه مرده ی متحرکی که 
ه

ادامه مطلب  

پست۴۴  

تو خودِ مُسَکنی..!
کافیه دو دقیقه باهات حرف بزنم
انچنان اروم میشم.
.
.
 
که حد نداره
 
+ احساس بلاتکلیفی دارم:(
نمیدونم میخوام باهات چیکار کنم
نمیدونم میخوای باهام چیکار کنی..
نمیدونم تهش چی میشه
 
خدایا کمکم کن
یا بشه، یا الزایمر عطا کن بهم!

ادامه مطلب  

 

واقعا اینکه میگین از یک جایی به بعد
بعد از یک اتفاقاتی یه حوادثی یه چیزایی
ادم دیگه هیچ وقت اون ادم سابق نیمشه رو راست میگن
حالا این اتفاق برا هرکسی یه طوره ...
یکی شکست عشقی می خوره
یکی یک عزیزی رو از دست می ده 
یکی ممکنه تو یک تصادف سلامتیشو از دست بده 
هر ادمی بعد هر کدوم از این اتفاقا دیگه ادم قبل نمیشه 
همیشه انگار یه چیزی کمه یک چیزی رو حش رو اذیت می کنه...
همه ی این اتفاقا ملموس هست ادمی که تو این شرایطه برای اروم شدن
خودش گریه و زاری می کنه ا

ادامه مطلب  

 

واقعا اینکه میگین از یک جایی به بعد
بعد از یک اتفاقاتی یه حوادثی یه چیزایی
ادم دیگه هیچ وقت اون ادم سابق نیمشه رو راست میگن
حالا این اتفاق برا هرکسی یه طوره ...
یکی شکست عشقی می خوره
یکی یک عزیزی رو از دست می ده 
یکی ممکنه تو یک تصادف سلامتیشو از دست بده 
هر ادمی بعد هر کدوم از این اتفاقا دیگه ادم قبل نمیشه 
همیشه انگار یه چیزی کمه یک چیزی رو حش رو اذیت می کنه...
همه ی این اتفاقا ملموس هست ادمی که تو این شرایطه برای اروم شدن
خودش گریه و زاری می کنه ا

ادامه مطلب  

ولی عصر  

خیلی گذشته از ننوشتن خاطره ها. شاید انقدر توی خودم غرق شده بودم که فراموش کردم خاطراتمو بنویسم. شاید انقدر توی مشکلاتم و اتفاقات دوروبرم بودم که یادم رفته بود احساساتی هم دارم. شاید یه مدت فراموش کردم من کیم. وقتی بخوای هرچیزی رو خودت تنها به دوش بکشی و ازین قانونه(( این غریزه ی زن هاست که تکیه کنند)) فاصله بگیری، تنها میشی و خیلی وقت ها احساساتتو نمیبینی. شاید برای همینه که بی احساس ترین آدم شناخته شدم. ولی وقتی تا این حد هم فرو رفتم، کسی رو داش

ادامه مطلب  

اوضاع دل  

اصلا خوب نیس..
امروز روز خوبی بود..اصن این روزا روزای خوبی بود و داشت به خوبی میگذشت اما امروز برگشتنی نمیدونم چی شد که بهم ریختم باز..توماشین تو راه برگشت کلی اشک ریختم و هنوزم دلم اروم نشده دوس دارم کلی گریه کنم
خدایا بازم شکرت..ممنونم واسه همه داشته هام که کم هم نیستن
 
 

ادامه مطلب  

با کریمان کارها دشوار نیست  

الان نزدیک به چند سال میشه که یه حال خوب سراغم رو می یاد.درست وقتهایی که بارون می گیره،تاکید می کنم وقتهایی که پای بارون به زمین می رسه احساس می کنم یک نفر،یه جایی،یه کار خوبی ازش سر زده و هدیه اون شده بارون برای همه.اسمش رو بگذارین خوشحالی از ته دل.

ادامه مطلب  

کیش  

 
نمیدونم چرا چند وقته دلم بد جوری هوای کیش کرده
خیـــــــــــــــــــــــــــــلی زیاد
دوست دارم برم توی پاساژاش قدم بزن و آهنگ های ابراهیم تاتلیس پخش بشه
مثل نوجونی هام 
وای که چقد دلم هوای اون فضا رو کرده
صدای آهنگ های ترکی
روح نواز هوای دل انگیز
یعنی میشه 
دوست دارم خاطرات کودکی و نوجونیم دوباره تکرار بشه
از نظر ذهنی
 

ادامه مطلب  

اقا جون  

بعضی وقتا یک حسهای رو از ادمایی میگیریم که حتی باهاشون همصحبتم نشدیم
نا خوداگاه مهرشون به دلمون میشینن ...وقتی اسمشون میاریم یک لبخند رو لبمون میشینه
امروز اقا جون راه دورمو از دست دادم ....همونی که وقتی میگفتم اقا جون لبخند رو لبام میومد.
اقا جون وقتی شنیدم همون حالی بهم دست داد که خبر مامانمو...
همون خالی شدن از درون اون تلخ شدن زهرماری دهن
اروم بخواب اقا جون که جات پیش خدا امن تر از این پایین پیش ادماست
روحت شاد

ادامه مطلب  

 

از پنجشنبه ها بیزارم...
متنفرم یه جوریایی...
نمیدونم چرا پنجشنبه ها خیلی غمگینم..
این چن روزم که هوا بارونیه..
دیگه غم دو سه برابر شده..
کاش بشه یه پنجشنبه بیاد که بخندم..
کاش بشه یه اخر هفته بیاد که شاد باشم.
ولش کن روزا میگذرن ..
پنجشنبه هام میگذرن..
چه به کندی چه به سرعت ..
تموم میشه..
میدونم یه روز تموم میشه..
یه روز این کابوس تموم میشه..
یه روز این غم بی انتها من تموم میشه..
غمی که هیچکس جز خودم دلیلشو نمیدونه..
گفتم اگه بنویسم شاید اروم شم شاید زمان زو

ادامه مطلب  

با گربه ها ورزش میکند و گاهی هم میرقصد  

بله ورزش کردن خیلی خوبه منم که ورزشکار و نام اور ارواح عمه فلانم
اصلا این گربه ها اونقدر ورزش دوست دارن که خدا میدونه اینا سرشون بره ورزششون نمیره میشینن اولش ورزش کردن منو نیگا میکنن بعدش یهویی میبینم یکی داره بین حرکات دستم با دستای کوچپلو و پشمالوش بهم ضربه ميزنه و کسی جز نانا نمیتونه باشه و یا وقتی دراز میکشم زمین یهویی چندتا فضول پشمالو با ترس و لرز از کنار من رد میشن و همچین که ترسشون میریزه میان وسط قرش میدن 
#######
احساس عذاب وجدان از ا

ادامه مطلب  

با گربه ها ورزش میکند و گاهی هم میرقصد  

بله ورزش کردن خیلی خوبه منم که ورزشکار و نام اور ارواح عمه فلانم
اصلا این گربه ها اونقدر ورزش دوست دارن که خدا میدونه اینا سرشون بره ورزششون نمیره میشینن اولش ورزش کردن منو نیگا میکنن بعدش یهویی میبینم یکی داره بین حرکات دستم با دستای کوچپلو و پشمالوش بهم ضربه ميزنه و کسی جز نانا نمیتونه باشه و یا وقتی دراز میکشم زمین یهویی چندتا فضول پشمالو با ترس و لرز از کنار من رد میشن و همچین که ترسشون میریزه میان وسط قرش میدن 
#######
احساس عذاب وجدان از ا

ادامه مطلب  

 

درست پایین تخت یه بالکن کوچیک هست . یه یالکن کوچیک با نرده های بلند. فقط میشه کمی در  بالکن رو باز کرد.
پایین تخت دراز کشیدم سرم رو تکیه دادم به ستون، خودم رو تو پتو غرق کردم در بالکن رو باز کردم هوا و باد و صدای بارون مثه معجون معطری تو صورتم می خوره و کیف می کنم.
من باید تو همچین روزی به دنیا اومده باشم صدای چند تا یاکریم هم میاد و گاهی صدای دزدگیر ماشین ها، چن دقیقه قبل صدای اذان هم میومد که اینبار مثه یه موزیک عاشقانه عربی دلبری می کرد. اصلا تو

ادامه مطلب  

عوض ها و عوضی ها  

وقتی اون کسی که ازش متنفرم و کلا نقطه ی مقابل منه و حالم ازش بهم میخوره؛ با جملات سبک و مسخره ای تو پیام بهم میگه من دارم عاشقتون میشم و شما رو همسر مطلوبی برای خودم میبینم؛
ولی
اونی که منتظرشم، منتظر یه حرف، خبر، اشاره یا یه چیزی که نشون بده یکم دلش با منه ... هیچ!
مسخره است این انتظار ! این انتظار و مقاومت بی هدف و ترسناک و متزلزل و پر از تردید ... و مامانم رو فقط به بهانه ی درس دست به سر میکنم که حرف از کسی دیگر نزند ولی درس نمانده برایم، حال و احوا

ادامه مطلب  

پست نوزدهم-گند بزرگ  

اووووف 
آقاجان کل قضیه این بود عاطفه رفته شلمچه از اونجا عکس فرستاده بود،بعد مامانجونمینا و خالم اینا اومدن بعد مامانجونم گفت گوشیو بده عکس عاطفه رو ببینم
منم دادم بهش بعد دیدم داره هی ميزنه رو صفحه گوشی که مثلا بزن عکس بعدی تو نگو زده رو اسم تو و شماره تورو گرفته یهو شنید داره صدا میاد از پشت تلفن گوشیو داد ب من منم دیدم یا حسین شماره تورو گرفته خلاصه اصن اعصابم ریخته بهم و اصن نمیدونم چیکار کنم فردا صبح هم دارم میرم اون خراب شده از همه چی بی

ادامه مطلب  

 

دلم گرفته ای رفیق لبریز بغضم این روزا
هیشکی نمیفهمه منو خستم از این حال و هوا
دلم گرفته ای رفیق جا موندم انگار از همه
از حال این روزام برات هر چی بگم بازم کمه
کاشکی منم شبیه تو کم میشدم از روزگار
 
واسه دوباره دیدنت بگو مونده چند تا بهار
هنوز به یاد تو شبا به آسمون خیره میشم
یا منو با خودت ببر یا دوباره بیا پیشم
هنوز به یاد تو شبا به آسمون خیره میشم
یا منو با خودت ببر یا دوباره بیا پیشم
آهنگ جدید گرشا رضایی با نام دلم گرفته ای رفیق
 
کسی به جز تو ا

ادامه مطلب  

پی نوشت  

یه وقتایی بدون هیچ دلیلی از عالم و ادم دلگیری.. 
دنبال یه اهنگی حالتو خوب کنه...
یا یه بازی که سرگرم شی...
یا یه کتاب تا از اطرافت فارغ شی 
یا یه فیلم که بیخیالت کنه از دنیا...
 
و وقتی هیچ کدوم نیست...میخوابی...میخوابی....میخوابی....
خواب ارام بخشه...راحت ترین راه برا فارغ شدن از دنیا 
 
پی نوشت:میخوام سعیمو بکنم که یکم تغییر کنم...درس...ورزش...زبان خارجی...رفتار...ارامش...تغییر لحجه...دلم میخواد یکم به ایده الم نزدیک شم...تابستون هم موسیقی...احتمالا هم ویالو

ادامه مطلب  

حرفهایی از کنکور 95 تا ترم 2  

خب کنکور 95 ک گذشت حالم خوب بود ...منتظر نتیجه ی خوبی بودم :)
گذشت و نتایج امد...عددی که رو صفحه دیدم خیلی با انتظاراتم فرق داشت...داشتم میمردم از غصه...
تا صبح بیدار موندم و فقط خیره بودم همین...
مامانم تا صبح گریه کرد...تا خود صبح ها...صبح که دیدمش فقط بهش میگفتم شرمنده تم...
الانم که دارم مینویسم داره گریه م میگیره...خیلی دوران بدی بود...خیلییییی
چند روز بعد که مشغول انتخاب رشته شدیم من همه ش میگفتم میخوام بمونم پشت کنکور بازم...
مامانم به حدی ازم عصبانی

ادامه مطلب  

Oraboni  

روبروی مزارت ایستادم و ازت پرسیدم:رازِ  تو چیه؟راز اینکه همیشه جلوی چشممی؛اینکه دوتا مزار داری...بهم بگو چرا اینطوری وارد زندگیم شدی؟!
این بار هم مثل همیشه پرسیدم.سوالهایی که باز هم بی جواب موند...
پ.ن:خوش به حالش،حتی وقتی تا این اندازه ناراحته هم تم طنزشو از دست نمیده و شوخی میکنه...
پ.ن۲:دلم گرفت...گفتم مادر، میخام که ازت بخواما...ولی از این خواستن میترسم...از اینکه من بخام و تو نخوای میترسم...گفتم و گریه کردم...
پ.ن۳:یه نوع دلتنگی هم هست،که عمرا نم

ادامه مطلب  

خاطرات تلخ  

همیشه همینه آخر شبی بیخوابی بزنه به سرم برم تو نت گوشی قبلیم گند بزنم به حال و احوال خودم. هر سال این موقع ها تو فکر تولد میم ب بودم. الان اتفاقی خاطره تولدش تو سال ۹۳ خوندم. اون سال تولدش سه روز مونده به کنکور دکتری بود گفته بود نمیخای بیای بشین بخون. همون سال بود که رتبه ام ۱۲ شد. من بدون اینکه بهش بگم رفته بودم خوابگاه ساعت ۱۲ شب بهش تبریک گفتم عکسش گرفت گفت منتظرت بودم این عکس همیشه نگه میدارم یادم باشه تو اولین کسی بودی تولدم تبریک گفتی. بعدم

ادامه مطلب  

خاطرات تلخ  

همیشه همینه آخر شبی بیخوابی بزنه به سرم برم تو نت گوشی قبلیم گند بزنم به حال و احوال خودم. هر سال این موقع ها تو فکر تولد میم ب بودم. الان اتفاقی خاطره تولدش تو سال ۹۳ خوندم. اون سال تولدش سه روز مونده به کنکور دکتری بود گفته بود نمیخای بیای بشین بخون. همون سال بود که رتبه ام ۱۲ شد. من بدون اینکه بهش بگم رفته بودم خوابگاه ساعت ۱۲ شب بهش تبریک گفتم عکسش گرفت گفت منتظرت بودم این عکس همیشه نگه میدارم یادم باشه تو اولین کسی بودی تولدم تبریک گفتی. بعدم

ادامه مطلب  

عنوان ندارد 9  

زندگیا تومنی صنار با هم توفیر داره جانم، ما رو اینجوری نبین! ما خواستیمو نشد، جون کندیمو نشد، دعا کردیمو نشد، هی خوردیم زمین هی مف مفی شدیم هی دستمونو گذاشتیم سر زانوهامون، پاچه های خاکی شدمونو تکوندیم و رفتیم تا دوباره بخوایم دوباره جون بکنیم دوباره دعا کنیم تا بلکه این بار بشه! اما این شدنِ لامروت دستشو خیلی دیر رو کرد، ما اونقدر نداشتیم که دیگه داشتنو بلد نیستیم، می دونم روا نیست تاوان یه عمر نداشتن ما رو پس بده ولی نمی تونم بمونم؛ می فهم

ادامه مطلب  

چون بارون میومد،اشکالی نداشت(kenchanaso)  

میشه تا ابد کسی رو توی دلت نگه داری.میشه هم گلوی دل رو اونقدر فشار بدی تا خفه بشه و بعد رهاش کنی کنار جاده و به راهت ادامه بدی...بیدله بیدل...
کسایی که دل میکنن،بهتر از بقیه میفهمن،که "دل کندن" از کسی که مدتها توی دلت بوده،از "جون کندن" خیلی سخت تره...و فقط باید به این دل عنایت بشه تا بتونه دوباره "دل" بشه....اونایی که طعم نرسیدن و نداشتن رو چشیدن،خوب میفهمن که چه درد طاقت فرساییه نداشتن و نبودن کسی که دوستش داری،توکل،همه چیز رو به خدا سپردن،فقط خود خ

ادامه مطلب  

بارون...  

امشب بانو بهم پیام داد که دلم برات تنگ شده ♥ کلی خوشحال شدم آخه تازه دیروز باهم بودیم... قرار گذاشتیم چهارراه ولیعصر که بریم یه کافه... وقتی رسید یه کیسه پلاستیک دستش بود... گفت کادو ولنتاینه... چه کادو های خوشگلی هم خدایی... اصلا انتظارش رو نداشتم ... بابا بانو شما همین که هستی خودش بهترین کادوئه... آخه من چجوری این همه خوبی هات رو جبران کنم؟!؟! بعدش با هم یه ساعتی تو بارن قدم زدیم. از بزرگمهر تا میدون فاطمی... کلی حال داد... قذم زدن تو بارون، کنارِ یکی

ادامه مطلب  

97یا96 :/ مسئله اینــ ستــ  

صب با چشای پف کرده نیمه باز
مو افشون
دهن :|
لباس یه ورش تو شلوار یه ورش اویزون
پاشدم رفتم سرمیز صبحونه
مامان بلند: صبــــ بخیر
بابا اروم: یاعلیــ
یه خمیازه کشدار کشیدم :/
همونجوری زل زده بهم
یه پلک زدم
یه قورت به چاییش زد
روزش با تیکه انداختن بمن شروع میشه
میدونما هی میخواس یچی بگه
ولی میدونس یچی بگه میخورمش :|
البته دهنم قفل شده بود :/
 
 
فتوسنتزو خوندم یادم گرفتم خوشمم اومد !!!! 
از یه مبحث گیاهی بالاخره لذت بردم :))
البته زیاد تفریط توش کردم
امروز

ادامه مطلب  

97یا96 :/ مسئله اینــ ستــ  

صب با چشای پف کرده نیمه باز
مو افشون
دهن :|
لباس یه ورش تو شلوار یه ورش اویزون
پاشدم رفتم سرمیز صبحونه
مامان بلند: صبــــ بخیر
بابا اروم: یاعلیــ
یه خمیازه کشدار کشیدم :/
همونجوری زل زده بهم
یه پلک زدم
یه قورت به چاییش زد
روزش با تیکه انداختن بمن شروع میشه
میدونما هی میخواس یچی بگه
ولی میدونس یچی بگه میخورمش :|
البته دهنم قفل شده بود :/
 
 
فتوسنتزو خوندم یادم گرفتم خوشمم اومد !!!! 
از یه مبحث گیاهی بالاخره لذت بردم :))
البته زیاد تفریط توش کردم
امروز

ادامه مطلب  

دلنوشته  

دیر وقت
یک نیمه شب آرام
یک آهنگ غمگین آرام
و من...یک دنیا دلتنگی
یک نگاه حسرت بار به پشت سر
انگار گذشته چیزی فرای انتظار خواهد بود
چرا تمام آهنگ های غمگین، بدون حتی یک زبان مشترک
این قدر خوب فهمیده می شوند؟
چه می خواند؟...نمی فهمم.اما نه، می فهمم.
انگار، دلم خوب می فهمد...

ادامه مطلب  

جنگ جهانی سوم همان زیاد فکر کردن است  

باید کرکشو بکشم پایین یا دوشاخشو از پریز درآرم، هر چی فکر می کنم تا حالا باید فیوزش پریده بود، میگم که!  ویندوز عوض کرده shut down لعنتیشو پیدا نمی کنم، اصلا این تعطیلات نمی خواد بره؟ داره بارون میادا، پنجره رو باز کنه حداقل یه بادی به کله اش بخوره، نه نه اینجوری نمیشه، بادی به کله خوردن حکایتِ "توبه اثر نمی کندِ" قمیشیه، به قولش "مرگ مگر اثر کند" !

ادامه مطلب  

خستگی  

خیلی خستم دلم برای امیر خیلی تنگ شده امشب رفتن تلگرامو ایدی رو زدم و عکساشو دیدم حس خاصی بهم دست نداد اینطور که به نظر می رسه اون رفته دنبال ارزوهای خودشو منم دنبال ارزوهای خودم 
هر دومون توی این یکسال حسابی تغییر کردیم و بزرگ شدیم.
اینکه عنوان رو خستگی گذاشتم خستم از درس خوندن امروز از صبح کتاب ادبیات دستم بود و مشغول خوندن بودم هم توی کلاس هم تو خونه تازه فضای خونه هم فضای آرامی که نبود کف خونه رو دارن پارکت میکنن بخاطر همین خیلی امروز پر سر

ادامه مطلب  

خستگی  

خیلی خستم دلم برای امیر خیلی تنگ شده امشب رفتن تلگرامو ایدی رو زدم و عکساشو دیدم حس خاصی بهم دست نداد اینطور که به نظر می رسه اون رفته دنبال ارزوهای خودشو منم دنبال ارزوهای خودم 
هر دومون توی این یکسال حسابی تغییر کردیم و بزرگ شدیم.
اینکه عنوان رو خستگی گذاشتم خستم از درس خوندن امروز از صبح کتاب ادبیات دستم بود و مشغول خوندن بودم هم توی کلاس هم تو خونه تازه فضای خونه هم فضای آرامی که نبود کف خونه رو دارن پارکت میکنن بخاطر همین خیلی امروز پر سر

ادامه مطلب  

بارون بارونه  

باع من سرده
همه ی گلهاش پژمرده دونه دونه
بارون بارونه
دلم تنگه پرتقال من 
گلپر سبز گلزار من
منو ببخش از برای تو
هرچی که بخوای برات میارم
اتل و متل 
زندگی خوب و مهربونو
آهای زمونه
این گردونتو کی داره می جرخونه
بودنت هنوز مثل بارونه مثل قدیما سبز و رونه
از پشت این دیوار بی رحم که بینمونه
از اینجا به بعد کی میدونه که چی سرنوشتمونه
پ.ن: دوستش داشتم و نوشتم:)

ادامه مطلب  

اهنگ حال این روزای من  

تو خیلی خوشبختی که عاشق اونی تو خیلی خوشبختی که اون دوست داره تا وقتی تو چشمات غمه نمیخنده تا لحظه ای که تو نخوابی بیداره
تو خیلی خوشبختی که عشق من الان کنار تو داره چشاشو می بنده یه کاری کن هر بار از اینجا رد میشم ببینم آرومه خوشین و میخنده من عاشقش بودم ولی چون اون می خواست با چشمای گریون سپردمش دستت تو خیلی خوشبختی از اون شبی که من با گریه تو بارون سپردمش دستت
♫♫♫
میخوام مثل چشمات مواظبش باشی بمونی و همراش تا وقتی دنیاشی برای خوشبختیش بجن

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1